بشارت باد بر شما به ظهور وصی و فرستاده امام مهدی (ع)، یمانی موعود سید احمدالحسن (ع)
6 Juin 2021

قسمتی از مطالب:
چرا من راضی به جهل هستم؟؟!!
بارها گفتهایم کتاب توهم بیخدایی را نمیخوانیم زیرا: از مکانیک کوانتوم سر در نمیآورم. از ژنتیک چیزی نمیدانم. درک نسبیت برایم سخت است. علاقه ای به تاریخ سومری ندارم. و …
چرا به ندانستن عادت کرده ایم؟!! آیا براستی جهل شیرین تر از فهمیدن است؟!!
در این خصوص سید احمدالحسن (ع) در کتاب توهم بیخدایی مینویسد:(همان طور که آشکار نمودم و دلایل علمی روشن ارائه نمودم، این یک حقیقت محض است ولی احتمالاً بسیاری از افراد نمیپسندند که به آنها بگویی: شما هیچ چیزی نیستید. این انکار گویی در برخی رجال دینیِ متکبر شدیدتر است؛ ولی به نظر من این عده امروز یا فردا مجبور میشوند بپذیرند که ما از مادهای که پادمادهاش را با خود به همراه دارد، تشکیل یافتهایم و در یک کیهان مادی که پادمادهاش را با خود دارد و انرژی مثبت و منفیش با هم برابر است، زندگی میکنیم. مگر اینکه این افراد مدت زمانی چند بر مواضع خود اصرار بورزند، همان طور که پیشتر اصرار داشتند که زمین نمیچرخد؛ یا شاید با توجه به اینکه دهها سال از نظریهی نسبت عام اینشتین میگذرد، خود را با این احتمال که مردم همچنان از درک و فهم این علوم ناتوان میمانند، دلخوش کنند.
متأسفانه هنوز افراد فرهیختهی اندکی با این نظریه آشنا هستند و گروهی کمشمار با معنای زمان – مکان، نسبیت زمان و مکان و اینکه عامل پدیدآورندهی جاذبه، انحنای بافت کیهانی (زمان – مکان) است، آشنایی دارند.
چقدر زمان باید بگذرد تا مردم نظریهی M را درک کنند و بدانند در جهان بیش از ده بعد وجود دارد؟ چقدر آنها – پیشوایان جهالت – فرصت دارند تا مردم بدانند و بفهمند که اکنون علم ثابت کرده است که آنها پادمادهشان را با خود به همراه دارند، و جهانی که در آن زندگی می کنند نیز پادمادهاش را به همراه خود دارد؟!
به طور قطع بسیاری از مردم تا کنون چیزی به نام پادماده یا مادهی تاریک را نشنیدهاند.
این فراخوان خطاب به هر کسی است که میتواند این مسائل را درک کند، تا این مطالب را مطالعه نماید و از آنها آگاهی پیدا کند و با دیگران به اشتراک بگذارد، و بکوشد آنها را به گونهای صحیح برای یاری دین، اثبات وجود خدا و اثبات این مطلب که خدا نه جدای از خلق است و نه در درون آنها، به کار گیرد؛ همان طور که در مقابل، ملحدان نیز با تمام توان میکوشند از این علوم برای ابطال دین بهرهبرداری کنند؛ و نیز وهابیهایی که با استفاده از جهل و نادانی، در پِی آن هستند تا مردم را گمراه سازند و آنها را از توحید و عبادت خدا به سمت عبادت بت بزرگی که زاییدهی اوهام و نادانیهای آنها است، منحرف نمایند؛ همان خدایی که جدا از خلقش است و بالای آسمانها قرار دارد. امیدوارم مردم این بار، مسؤولیت پذیر باشند و بر خلاف گذشتهی قرنهای طولانی، به حقیقت پشت نکنند).[۱]
طبق نظريات جديد علمي، فضاي سه بعدي كه ما در آن زندگي ميكنيم، يك فضاي خميده است؛ به طوري كه اگر سفينهاي از يك نقطه شروع به حركت كند و به زعم خودش در راستاي يك خط راست حركت نمايد، سرانجام به نقطه شروع حركتش خواهد رسيد.
بنابراين در مقايسه با سطح يك كره كه يك سطح دو بعدي بستهاي است كه در جهت بعد سوم خم شده است، ميتوان گفت جهان سه بعدي ما پوسته يك كره چهار بعدي است. به عبارت ديگر جهان ما يك جهان سه بعدي است كه در جهت بعد چهار خم شده است.
حركت در بعد چهارم نتايج جالبي در بر خواهد داشت: نظير امكان خروج از زندان بدون گذشتن از در يا ديوار، عبور از كوه بدون رفتن بالاي آن و يا تونل زدن، نزديك كردن راهها، پشت و رو كردن يك موجود، توجيه ماهيت دو گانه موج ـ ذره و… به نظر ميرسد مفاهيم فوق با مفهوم برخي آيات قرآني نزديكي داشته باشد كه در اين بحث به آن پرداخته ميشود. همچنين به برخي مباحث از قبيل معراج پيامبر اكرم، پل صراط، داستان ملكه سبا، آسمانهاي هفتگانه و… از ديد جديدي نگريسته ميشود.
نخستین بار اینشتین زمان را به عنوان بعد چهارم مطرح کرد. برای روشن شدن موضوع از دنیای یک بعدی شروع می کنیم تا به دنیای چهار بعدی برسیم.
خط راست مثالی از دنیای یک بعدی است که از نقطههایی پشت سر هم تشکیل شده و فقط دارای طول هست و اجسام تنها روی آن میتوانند به یک سو حرکت کنند.
صفحه مثالی از عالم دو بعدی است که از مجموعهای از خطها تشکیل شده که فقط دارای طول و عرض هستند.
حجم یا فضای سه بعدی نیز همان دنیای ملموس سه بعدی است که دارای طول و عرض و ارتفاع است.
بعد چهارم یعنی زمان، که نخستین بار توسط اینشتین مطرح شد. پیش از او ، نیوتون فکر میکرد که زمان کمیتی است که در همهی عالم یکسان است. یعنی ساعت روی دست شما و ساعتی که در فلان ستاره است یک جور کار میکند. به عبارت دیگر زمان در همه جا مطلق است. اما اینشتین نگاهی متفاوت به این موضوع داشت. او گفت که برای این که معادله های فیزیک هم روی زمین و هم در یک ستاره ی معین صادق باشند، باید زمان مطلق نباشد. یعنی زمان حول و حوش ستارهای که خیلی سنگین است، خیلی تندتر میگذرد و روی یک ستارهای کم جرمتر زمان باید کندتر بگذرد. پس در جایی که هیچ جرمی وجود ندارد (مثل فضای بین ستارهها) زمان خیلی خیلی کند جلو میرود. البته این به معنای خراب بودن ساعت شما نیست ! یعنی اینکه اگر با ساعت خود به آنجا برویم چیزی از کندی زمان نمیفهمیم. اما اگر کسی از زمین بتواند ساعت ما را بخواند میفهمد که ساعت ما مثل وقتی که روی زمین بود کار نمیکند. امروزه در نظریه ابرریسمان جهان با ابعاد بیشتری نیز متصور هستند!
نظریۀ ابرریسمان ادعا می کند که دنیای ما ده بعدیست. یعنی: نُه بعد مکانی و یک بعد زمانی دارد. این برخلاف تجربیات ماست. یعنی ما فکر میکنیم که در دنیایی با سه بعد مکانی و یک بعد زمانی زندگی میکنیم. به همین دلیل توجیه میکند که شش بُعد اضافی در واقع در دنیای ما وجود دارند ولی فشرده شدهاند. فشرده شدن یعنی اینکه مثلا شما یک شلنگ را از فاصلهی دور بصورت یک بعدی میبینید اما از نزدیک بصورت یک استوانهی دو بعدی. امروزه برخی از نظریه پردازان ریسمانها بحث ابعاد بیشتر، حتی ۲۶ بعد را مطرح کردهاند.
[۱] منبع : کانال توهم بی خدایی: @tavahomelhad ؛ فصل ۶ کتاب توهم بی خدایی.