بشارت باد بر شما به ظهور وصی و فرستاده امام مهدی (ع)، یمانی موعود سید احمدالحسن (ع)
7 Juin 2021

متن نوشتاری :
بسم الله الرحمن الرحیم
المحرّفــون
وهم الحكام والمتظاهرون بالإسلام، وعلماء السوء غير العاملين.
أمّا الحكام، فداعيهم إلى تحريف الشريعة هـو الملك لا غير. فكل معتقد أو حكم شرعي يتعارض وبقاءهم على كرسي الحكم يجب أن يحرّف بحسب نظرهم الفاسد، بأيّ صورة كانت سواء بوضع أحاديث وإلصاقها بالرسول (ص)، أم بحذف آيات أو سور من القرآن لو أمكن، أو بمنع رواية الأحاديث الصحيحة عن الرسول (ص)، أو بمنع قراءة القرآن كما أُنزل وتأويله كما يريد الله، أو بشراء مرتزقة يسمونهم علماء يحرّفون القرآن ويؤولونه ويفسّرونه على هوى الحكّام الظلمة. وطبعاً لو أمكنهم وضع تشريعات وقوانين مخالفة لشريعة الله، ولكنها تساعد على بقائهم في السلطة مدّة أطول لسارعوا إلى وضعها، خصوصاً إذا أعانتهم ظروف الجهل الديني في المجتمع الإسلامي ووجود علماء سوء غير عاملين، كما هو حال البلاد الإسلامية اليوم.
(تحریف کنندگان) همان حاکمان متظاهر به اسلام، و علمای بد نهاد بیعمل میباشند.اما حاکمان، آنچه آنها را به شریعت فرامیخواند، حکومت و فرمانروایی است و نه چیز دیگر، و هر اعتقاد یا حکم شرعی که با باقی ماندن آنها بر مسند حکومت در تضاد و تعارض باشد، باید طبق نظر فاسدشان تحریف گردد؛ به هر صورت ممکن، چه از طریق ساختن احادیث و نسبت دادن آنها به رسول خدا(ص)، یا اگر بتوانند با حذف آیات و سورههایی از قرآن، یا با جلوگیری از روایت احادیث صحیح از رسول خدا(ص)، یا با جلوگیری از قرائت قرآن به همان صورتی که نازل شده و بازداشتن از تأویل آن آنگونه که خداوند میخواهد، و یا با خریدن جیرهخوارانی ـکه آنها را علما مینامندـ تا قرآن را تحریف کنند و آن را بر میل حکّام ظالم تأویل و تفسیر نمایند. و طبیعتاً اگر برایشان امکانپذیر باشد تشریعات و قوانینی مخالف شریعت خدا را نیز وضع خواهند کرد، که اگر در جهت بقای آنها در سلطهشان برای مدتی طولانیتر باشد، در وضع کردن آنها درنگ نخواهند کرد؛ علی الخصوص اگر ظرفیتهای جهل دینی در جوامع اسلامی و وجود علمای بد نهاد بیعمل، به آنها کمک کند؛ همان گونه که امروز وضعیت سرزمینهای اسلامی چنین است.
وأمّا علماء السوء، فهم أخطر من الحكّام الظلمة؛ لأنّ الحاكم الجائر يدلك كثير من تصرفاته وأعماله العلنية في محاربة أولياء الله على خروجه عن الشريعة ومحاربتها، أمّا العالم غير العامل فربما يتسربل بلباس العابد الناسك، فتجده مثلاً متماوتاً في مشيته، خاضعاً في كلمته، ولعله يظهر التذلل والخضوع ليصطاد الأتباع. ولكنّك إذا سبرت غوره وجدّته فاسداً متكبّراً، يتصنّع الصلاح والتواضع، بل إنّ ظاهره يدلك على باطنه، فتصدر منه كثير من الفلتات التي تفضح باطنه الأسود، فـ (الإناء ينضح بالذي فيه).
اما علمای بد نهاد، خطرناکتر از حُکام ظالم هستند؛ چرا که حاکم ستمگر بسیاری از دخل و تصرّفاتش را به شما مینمایاند و کردارش در جنگ با اولیای خدا با خارج شدنش از شریعت و جنگ با آنها، به طور علنی آشکار میباشد. اما در مورد عالم بیعمل، چه بسا لباس عابد گوشهنشین به تن کند، و او را چنین بیابی که به عنوان مثال در راه رفتن متواضع است، در گفتار خاضع، و گاهی تظاهر به شکسته نفسی و خضوع مینماید، تا پیروانی را با حیلهگری شکار کند. حال آنکه اگر درونش را نیک بیازمایی، او را فاسدی متکبّر مییابی که تظاهر به صلاح و تواضع مینماید و حتی ظاهرش او را به باطنش رهنمون میسازد و از او اشتباهات و ناهنجاریهای بسیاری سر میزند که باطن سیاهش را رسوا میسازد؛ و «از کوزه همان برون تراود که در او است».
وخطر علماء السوء يمتد حتى بعد موتهم، فتبقى مذاهبهم ومعتقداتهم الفاسدة وفتواهم غير الصحيحة، ويبقى لهم أتباع كما أنهم يمتازون بالنفاق وإخفاء بواطنهم الفاسدة، ودواعي هؤلاء للتحريف كثيرة، منها: طلب القيادة الدينية، وإرضاء الأهواء النفسية. ومنها: إنهم يأنفون من قول (لا أعلم)، ولهذا يدّعون معرفة كتاب الله والعلم بالتنزيل والتأويل والمحكم والمتشابه، وإنّ لديهم فتوى لكل مسألة شرعية، وحل لكل معضلة عقائدية. وربما يأخذ التكبر منهم كل مأخذ، فيرون أنفسهم علماء وسواهم جهلاء. وإنهم خير من الجميع وأعلم من الجميع.
خطر علمای بد نهاد حتی پس از مرگ آنها نیز ادامه خواهد داشت. راه و روششان، اعتقادات فاسدشان و فتواهای نادرستشان بر جای میماند، و پیروانی از آنها که به واسطهی نفاق و مخفی بودن باطنهای فاسدشان متمایز میباشند، باقی میمانند. انگیزههای چنین افرادی برای تحریف بسیار است؛ از جمله: درخواست رهبریِ دین، و ارضای خواست و هوای نفسانی. و از جمله: آنها از گفتن كلمهی «نمیدانم» اِبا دارند، و از همین رو، ادعای معرفت و شناخت کتاب خدا، علم تنزیل، تأویل و محکم و متشابه را دارند و به علاوه آنها برای هر مسألهی شرعی فتوايی و برای هر معضل عقیدتی، راه حلی دارند، و چه بسا تکبر همه چیزشان را از آنها بگیرد؛ آنها خود را عالِم و دانشمند و غیر خود را جاهل و نادان میبینند، و اینکه آنها برتر و داناتر از همه میباشند.
وربما كان من دواعيهم إلى التحريف الخوف من الطاغوت الحاكم، فيفتون إرضاء له وتجنباً للاصطدام معه مثلاً بجواز الانخراط في صفوف قواته المسلحة، التي مهمتها الأساسية هي ضرب الشعوب الإسلامية، وإضعاف دين الله في أرضه والقضاء عليه إذا أمكن. وربما كان بعضهم أخس من ذلك، فيكون داعيهم للتحريف إضافة إلى الجبن الدنيا والمال، فيداهنون الطاغوت، ويضلون المسلمين ويحرّفون الشريعة. قال الإمام الصادق (ع): (إذا رأيتم العالم محبّاً للدنيا فاتهموه على دينكم، فإنّ كل محب يحوط ما أحب). وقال (ع): (أوحى الله تعالى إلى داود (ع)، لا تجعل بيني وبينك عالماً مفتوناً بالدنيا فيضلك عن طريق محبتي، فإنّ أولئك قطّاع طريق عبادي المريدين، إنّ أدنى ما أنا صانع بهم إن أنزع حلاوة مناجاتي من قلوبهم). ومن كلام عيسى (ع): (إنّكم علماء السوء، الأجر تأخذون والعمل تضيعون، يوشك رب العمل إن يطلب عمله، وتوشكون إن تخرجوا من الدنيا العريضة إلى ظلمة القبر وضيقه).
چه بسا یکی از انگیزههای آنها برای اقدام به تحریف، ترس از طاغوت حاکم باشد؛ در این صورت، آنها برای رضای او فتوی میدهند و از رویارویی و برخورد با او اجتناب میورزند؛ به عنوان مثال با صادر کردن جواز پيوستن به صفوف نیروهای مسلحی که مهمترین هدفش سرکوب ملتهای اسلامی، تضعیف نمودن دین خدا در زمینش و در صورت امکان نابود کردن آن میباشد! و چه بسا برخی از آنها از این هم فرومایهتر باشند، و علاوه بر ترس، دنیا و مال و منال را هم به انگیزهای تحریف کردن خود افزون کنند؛ اینان، با طاغوت سازش میکنند، مسلمانان را گمراه میسازند و شریعت را تحریف مینمایند. امام صادق(ع) فرمودهاند: «اگر عالِم را دوست و محبی برای دنیا دیدید، او را بر دین خود متهم بدانید؛ زیرا دوستدار هر چیز، بر گرد آن حلقه میزند».[۱] همچنین امام صادق(ع) میفرمایند: «خداوند متعال به داوود وحی فرمود: بین من و خودت عالِمی که شیفتهی دنیا باشد قرار مده؛ چرا که تو را از طریق محبت من گمراه میکند، که آنها راهزنان بندگان خواستار تقرّب به من هستند و کمترین مجازتی که برای آنها دارم این است که شیرینی و حلاوت مناجاتم را از قلبهایشان جدا ساختهام».[۲] و از سخنان عیسی(ع) است که میفرماید: «شما ای علمای بیعمل! مزد را میگیرید و عمل را ضایع میکنید؟ نزدیک است صاحب عمل، عملش را مطالبه کند و نزدیک باشد که از دنیای فراخ به ظلمت قبرِ تاریک خارج شوید».[۳]
وكلاهما – أي علماء السوء غير العاملين، والحكّام الطواغيت الذين يحكمون البلاد الإسلامية اليوم – أخطر من الكافر الحربي كالصهاينة على الإسلام؛ وذلك لأنّ بقاء علماء السوء يعني بقاء الحكّام الظلمة متسلطين على المسلمين، وبقاء الحكّام الظلمة يعني بقاء الصهاينة يحتلون أرض المسلمين، وبقاء الأمريكان متسلطين على المسلمين يجرعونهم الويل والثبور؛ لأنّ هؤلاء الحكّام هم خدم للطاغوت الأمريكي سواء بعلمهم أم برعونتهم وتخبطهم الأهوج، كما أنّ الصهاينة وطيلة أشهر من الانتفاضة المباركة في أرض فلسطين لا يقتلون إلاّ مائة شخص أو أكثر بقليل. أمّا هؤلاء الحكّام الطواغيت فهم يقتلون في يوم واحد المئات، بل وآلاف المسلمين. كما أنّ الصهاينة يقتلون المسلمين ليحتفظوا بالأرض التي اغتصبوها، أمّا هؤلاء الحكّام الظلمة وأعوانهم فيقتلون المؤمنين؛ لأنهم يتلذذون بسفك الدماء. فهؤلاء الطواغيت وأعوانهم مسوخ شيطانية منكوسون لا يعرفون شيئاً من الخير، ﴿صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ﴾.
و هر دوی آنها ـعلمای بد نهاد بیعمل و حکّام طاغوتی که امروزه بر سرزمینهای اسلامی حکومت میکنندـ خطرناکتر از کافران جنگافروز ـهمانند صهیونیستهاـ بر ضد اسلام میباشند؛ این به آن دلیل است که بقای علمای بد نهاد، یعنی باقی ماندن حکام ظالم مستبد و مسلّط بر مسلمانان، و بقای حكام ظالم، يعنی ماندن صهيونيستهایی كه سرزمين مسلمين را به اشغال خود درمیآورند، و همچنین مسلّط ماندن آمريكا بر مسلمین، که مصییت و ویرانی و تباهی را به کام مسلمانان میریزد؛ چرا که این حاکمان، خود نوکر و خادم طاغوت آمریکا هستند، چه با آگاهی و چه با سبکسریها و خبط و خطاهای شتابزدهشان؛ کما اینکه صهیونیستها، طی ماههای انتفاضه مبارک در سرزمین فلسطین بیش از یکصد نفر یا کمی بیشتر را به قتل نرساند، ولی این حاکمان طاغوتی در یک روز، صدها نفر و حتی هزاران مسلمان را میکشند. صهیونیستها، مسلمانان را میکشند تا سرزمینی را که از آنها غصب کردهاند حفظ نمایند، اما این حاکمان ستمگر و اعوان و انصارشان، مسلمانان را به قتل میرسانند؛ چرا که آنها از ریختن خونها لذت میبرند. این طاغوتها و اعوان و انصارشان، مسخ شدگان شیطانی و وارونهشدگانی هستند که هیچ خِیری را نمیشناسند: (آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا بازنمیگردند).[۴]
ومعركة الإصلاح يجب إن تبدأ مع علماء السوء غير العاملين، ثم تنتقل إلى الطواغيت المتسلطين على البلاد الإسلامية، ثم من يليهم من الطواغيت المتسلطين على العالم، بل وقبل كل ذلك يجب أن نبدأ مع أنفسنا ونطهّرها من جنود الشيطان. فرسول الله (ص) بدأ حركته الإصلاحية في أم القرى في مكة، المدينة التي تمثل المرجعية الدينية للأحناف والمدينة التي يحج إليها الأحناف، ثم انتقل إلى ما حولها من القرى في الجزيرة العربية، ثم انتقل إلى الإمبراطوريات المحيطة به صلوات الله عليه وعلى آله. ومن الطبيعي أنّ مواجهة التيارات الجاهلية جميعها ومواجهة قادتها صعبة تحتاج إلى شدّة في ذات الله، وعزم وصبر على الملمات. وربما لن يقوى على القيام بها إلاّ معصوم مؤيد من الله سبحانه وتعالى وهو المهدي (ع)، فواجبنا اليوم هو التهيئة لدولته (ع)، إصلاح الانحرافات الموجودة ما أمكن أو على الأقل تعريفها للناس، لا أن نقف مكتوفي الأيدي ونقول لا حول ولا وقوّة إلاّ بالله. نعم، لا حول ولا قوّة إلاّ بالله، وإنّا لله وإنا إليه راجعون، ولكن الله خلق الموت والحياة ليبلوكم أيكم أحسن عملاً. وأسألوا الله إن يعجل فرج مولانا المهدي (ع) ويمن علينا بفضله وعطائه الابتداء وجوده وكرمه بظهوره و قيامه، ليأخذ بأيدينا إلى الصراط المستقيم، ويخرجنا من الظلمات إلى النور، ويرينا مناسكنا والأحكام الشرعية الصحيحة.
لازم است پیکار اصلاحی، از علمای بد نهاد بیعمل آغاز گردد، سپس به طاغوتهای مسلّط شده بر سرزمینهای اسلامی منتقل شود و پس از آن به همهی طاغوتهای مستبد مسلّط بر همهی جهان کشیده شود؛ اما پیش از همهی اینها، لازم است از خودمان شروع کنیم و وجودمان را از سربازان شیطان پاک کنیم. رسول خدا(ص) حرکت اصلاحی خود را از امّ القری در مکه آغاز نمود؛ شهری که تمثیل مرجعیت دینی حنفی بود؛ شهری که در آن یکتاپرستان به سوی آن حج به جا میآوردند، سپس به اطراف آن ـشهرها و روستاهای جزیرة العربـ منتقل شد، و پس از آن به امپراطورهای مسلّط بر آن؛ سلام و صلوات خداوند بر او و بر آل او! طبیعی است که رویارویی با همهی جریانها جاهلیت و مواجهه با پیشوایان سر سخت آن، به شدت و جدیت در ذات خدا، و عزم و صبر بر وقایع ناگوار نیاز دارد. و چه بسا کسی قادر به اقدام به چنین عملی نباشد مگر معصومی که تأیید شده از جانب خداوند سبحان و متعال باشد، و او همان مهدی(ع) است پس تکلیف امروز ما زمینهسازی برای حکومت او(ع) و اصلاح انحرافات موجود تا جایی ممکن است، و یا حداقل، شناسانیدن آنها به مردم، نه اینکه دست روی دست گذاشته، فقط بگوییم «لا حول ولا وقوّة إلا بالله» آری، «لا حول ولا قوة إلا بالله» و «إنا لله وإنا إليه راجعون» اما خداوند مرگ و زندگی را آفرید تا بیازماید کدام یک از شما عملکرد بهتری دارید. از خداوند بخواهید تا در فرج مولایمان مهدی(ع) را تعجیل فرماید، و در وهلهی اول با فضل و بخشش خود، و با جود و کَرَمش با ظهور و قیام او بر ما منّت نهد، تا دستهای ما را بگیرد و به صراط مستقیم رهنمون سازد، ما را از تاریکیها به نور خارج سازد، و مناسک و احکام شرعی صحیح را به ما بنمایاند.
***
أحمدالحسن
۲۷ شوال ۱۴۲۱ هـ . ق
[۱] – علل الشرایع: ج ۲ ص ۳۹۴ ؛ مشکاة الانوار: ص ۲۴۵ ؛ بحار الانوار: ج ۲ ص ۱۰۷.
[۲] – الشرایع: ج ۲ ص ۳۹۴ ؛ مشکاة الانوار: ص ۲۴۵ ؛ و کافی: ج ۱ ص ۴۶ آن را از پیامبر(ص) روایت نموده است.
[۳] – منینة المرید: ص ۱۴۱ ؛ بحار الانوار: ج ۲ ص ۳۹ ؛ سنن دارمی: ج ۱ ص ۱۰۳ ؛ تاریخ دمشق: ج ۴۷ ص ۴۶۴.
[۴] – بقره: ۱۸.
:مطالب مرتبط
دانلود بیانیههای سید احمدالحسن (ع)
دانلود خطبهها و سخنرانیهای سید احمدالحسن (ع)
دانلود کتابهای سید احمدالحسن (ع)
دانلود کتاب فتنه گوساله (العِجْــل)