بشارت باد بر شما به ظهور وصی و فرستاده امام مهدی (ع)، یمانی موعود سید احمدالحسن (ع)
5 Juin 2021

متن نوشتاری :
بسم الله الرحمن الرحیم
وأبین لک شیء من سر الرقم (۳۷). قال تعالى: (فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ).[۱] والعشرة هی السموات السبع (العرش العظیم) والکرسی والعرش الأعظم وسرادق العرش الأعظم، وهذه الثلاثة هی بیت الله ومدینة الکمالات الإلهیة فی الخلق ومدینة العلم (محمد ص) فمن کان من آل محمد عشرته کلها فی الحج أی فی بیت الله أی فی مدینة العلم أی فی بیت النبوة ومعدن الرسالة وللمزید وللتتوضح لک الصورة اکثر اقرأ المتشابهات ج3 (سؤال حول سر الأربعین، سؤال حول العرش والکرسی).[۲]
برای شما مقداری از سِرّ عدد ۳۷ را روشن میکنم. خداوند متعال میفرماید: (پس روزه بدارید سه روز از ایام حجّ را و هفت روز را چون باز گشتید اینست ده روز کامل و آن از براى کسى است که اهلش حاضر در مسجد الحرام نباشد). دهگانهها، همان آسمانهای هفتگانه (عرش عظیم) و کرسی و عرش اعظم و سرادق عرش اعظم هستند. و این سه (عرش عظیم، کرسی و عرش اعظم) همان بیت الله و شهر کمالات الهی در خلق و شهر علم (محمد ص) میباشند. پس هر کس از آل محمد باشد همه دهتای او در حج است یعنی در بیت الله و در شهر علم و در منزل نبوت و معدن رسالت قرار دارد. برای اطلاع و توضیح بیشتر به کتاب متشابهات ج ۳ (سوال درباره سِرِ اربعین، و سوال درباره عرش و کرسی) مراجعه کن.[۳]
۱. والرقم (۳۷) یتألف من الرقمین (۷ ، ۳) ومجموعهما (۱۰)، وهی عشرة التوحید فمن أتمها وحج بیت الله وزار مدینة العلم وتم عقله وکان من الثلاث مائة وثلاثة عشر أصبح منا أهل البیت وهذا ورد عن آبائی (ع): (الإیمان عشر درجات وسلمان أتم العاشرة صلوات الله على سلمان، فسلمان منا أهل البیت)، أما نحن أهل البیت فعشرتنا فی الحج، وفی بیت الله.
۱. عدد (۳۷) از دو عدد تشکیل میشود (۳ و ۷) و جمع آنها (۱۰) میشود که دهگان توحید میباشد پس هر کس که آن را به اتمام برساند و حج بیت الله را به جای آورد و شهر علم را زیارت کند و عقل او کامل گردد از ۳۱۳ نفر و از ما اهل بیت خواهد شد، چنین معنایی از پدرانم(ع) وارد شده است: (ایمان ده درجه دارد، و سلمان صلوات الله علیه دهتای آن را به اتمام رساند؛ پس سلمان از ما اهل بیت است). اما ما اهل بیت دهگانههایمان در حج و در بیت الله است.
۲. والرقم (۳۷) یتکون من (۱۰ + ۲۷)، والعشرة هی عشرة الحج، والسبع والعشرین هی العلم المسموح ببثه فی الناس کما فی الروایات عنهم (ع)، فمن أتم عشرة الحج (عشرة الإیمان) أمکنه حمل السبع وعشرین حرفاً من التوحید التی یبثها الإمام المهدی (ع).
۲. و عدد (۳۷) از دو عدد شکل میگیرد (۱۰+۲۷) و ده همان دهگان حج میباشد و بیست و هفتای دیگر آن علمی است که اجازه داده شد بین مردم منتشر شود همان طور که از اهل بیت به ما رسیده است. هر کس ۱۰تای حج (دهگان ایمان) را به اتمام رساند به او این امکان داده میشود که ۲۷ حرف علم توحید که امام مهدی (ع) آنها را منتشر میکند، حمل کند.
وقال تعالى (وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ).[۴] وهؤلاء الذین یرید الله أن یجعلهم أئمة هم آل محمد (ع) الأئمة والمهدیین (ع) وکذلک الثلاث مائة وثلاثة عشر أصحاب الإمام المهدی (ع)، وفی أول سورة القصص سرها وهو (طسم) وإذا حسبت عدد هذه الحروف المقطعة بالجمع الکبیر:
ط + س + م
۹+۶۰+۴۰ = ۱۰۹
فالنتیجة (۹+۱۰۰) وإذا حولتها إلى الجمع الصغیر (۹+۱) یکون الناتج (۱۰) وهی عشرة الحج المتعلقة بالأئمة (الثلاث مائة وثلاثة عشر) المذکورین فی الآیة وهی عشرة التوحید فمن حج بیت الله تحلى بها وتم عقله وتیقن وثبت عنده الثابت ووحده سبحانه (هو)، وإذا جمعت حروف هو وجدتها:
هـ + و
۵ + ۶ = ۱۱
وهی (۱+۱۰) والعشرة قد عرفتها، وهی عشرة الحج والإیمان، والوأحد سبحانه وتعالى، فمن تحلى بالعشرة، تیقن ووحد الوأحد.
و خداوند متعال فرمود: (مىخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم). و این افراد که خداوند میخواهد آنها را ائمه قرار دهد آلمحمد (ع)، ائمه و مهدیین (ع) و همچنین ۳۱۳ نفر اصحاب امام مهدی (ع) هستند. و در اول سوره قصص سِرّ آن وجود دارد و آن (طسم) میباشد که اگر اعداد این حرف مقطعه را با جمع بزرگ انجام بدهی نتیجه را خواهی دید:
ط + س + م
۹ + ۶۰ +۴۰ = ۱۰۹
پس نتیجه میشود (۹+۱۰۰) و اگر آن را به جمع کوچک تبدیل کنی (۹+۱) نتیجهاش میشود (۱۰) و آن همان دهگانۀ حج و توحید است که متعلق است به ائمه (۳۱۳)گانه یاد شده در آیه، پس هر کس حج بیت الله را به جای آورد و به آن آراسته شود و عقلش کامل گردد، به یقین میرسد و بر وی امور ثابت میگردید و خدای سبحان (هو) را یکتا بداند. و اگر حروف (هو) را جمع بزنی خواهی دید که میشود:
هـ + و
۵ + ۶= 11
یعنی (۱+۱۰) و ده را شناختی، که دهتای حج و ایمان است، اما یک همان خدای سبحان و متعال است که هر کس به آن ۱۰تا آراسته گردد یقین پیدا میکند به یگانگی خدای واحد.
وباختصار فقد بینت لک أن فی هذا العدد (۳۷)، عشرة الحج والتوحید وکذلک الـ (۲۷) حرف من علم التوحید، فمن حج وتحلى بالعشرة أمکنه حمل ومعرفة الـ (۲۷) حرفاً حال بثها فی الناس، وهی السر الذی لا یتحمله إلا نبی مرسل، أو ملک مقرب، أو مؤمن امتحن الله قلبه للإیمان، وبالنتیجة تیقن ووحد الوأحد سبحانه وتعالى (هو).
و به اختصار برای شما روشن ساختم که این عدد (۳۷)، دهتای حج و توحید است و همچنین عدد (۲۷) حروف علم توحید هستند. پس هر کس حج را به جا آورده و به دهگان ایمان آراسته گردد به او این امکان داده میشود که (۲۷) حرف علم را که وقت انتشار آنها میان مردم رسیده است را شناخته و حمل نماید. و این همان سِرّی است که هیچ کس توان تحمل آن را ندارد مگر پیامبر مرسل یا فرشته مقرب یا مؤمنی که خداوند قلب او را برای ایمان آزموده باشد. در نتیجه (چنین فردی) به یقین میرسد و خدای سبحان (هو) را به یگانگی یاد میکند.
وأزیدک فإذا جمعت (طسم)[۵] بالجمع الصغیر:
ط + س + م
۹ + ۶ + ۴ = ۱۹
وعدد حروف البسملة (۱۹) حرفاً، والبسملة آیة التوحید قال تعالى: (وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِذَا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً).[۶] أی قل: بسم الله الرحمن الرحیم کما ورد عنهم (ع)، وقد عرفت أن (طسم) أشارت إلى أهل التوحید، وهم الثلاث مائة والثلاث عشر، ولذا استوى عدد حروف آیة التوحید (بسم الله الرحمن الرحیم) مع عدد آیة الموحدین (طسم) وأهل النار مشرکین ولذا جعل علیهم عدد آیة الموحدین قال تعالى: (عَلَیْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ * وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِکَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَیَزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَاناً وَلا یَرْتَابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْکَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً کَذَلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ).[۷]
بیشتر به شما میگویم اگر (طسم) را با جمع کوچک، حساب کنی (۱۹) میشود:
ط + س + م
۹ + ۶ + ۴ = ۱۹
و تعداد حروف بسمله (۱۹) حرف است و بسمله آیه توحید است. خداوند متعال میفرماید: (و بر دلهایشان پوششهایى، و در گوشهایشان سنگینى قرار دادیم تا آن را نفهمند؛ و هنگامى که در قرآن پروردگارت را به یگانگى یاد کنى، آنها پشت کرده و از تو روى بر مىگردانند). یعنی بگو: بسم الله الرحمن الرحیم همان گونه که در روایات اهل بیت آمده است. و دانستی که (طسم) به اهل توحید اشاره دارد که همان ۳۱۳ نفر میباشند به همین خاطر تعداد حروف آیه توحید (بسم الله الرحمن الرحیم) با عدد آیه موحدین (طسم) و با عدد مشرکینی که اهل آتش هستند، مساوی هستند. بدین جهت عدد آیه موحدان بر آنها قرار داده شد. خداوند متعال میفرماید: (نوزده نفر (از عذاب کنندگان) بر آنها گمارده شده است! * و ما تعداد مأموران دوزخ را که فرشتگانی هستند، معیّن نکردیم مگر براى آزمایش کافران تا اهل کتاب یقین پیدا کرده و بر ایمان مؤمنان افزوده شود، و اهل کتاب و مؤمنان تردید به خود راه ندهند، و بیمار دلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظورى دارد؟!» (آرى) این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه مىسازد و هر کس را بخواهد هدایت مىکند! و لشکریان پروردگارت را جز او کسى نمىداند، و این جز هشدار و تذکّرى براى بشر نیست!).
والموحدون هم أصحاب الیمین فی سورة المدثر الذین یدخلون الجنة بغیر حساب ، وهم أصحاب الیمانی وصی ورسول الإمام المهدی (ع)، قال تعالى: (کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ).[۸] أقرأ بیان الیمانی الأخیر لتتضح لک الصورة اکثر، …
و موحدان، همان اصحاب یمین در سوره مدثر هستند که بدون حساب وارد بهشت میشوند و آنها اصحاب و یاران یمانی وصی و فرستاده امام مهدی(ع) میباشند. خداوند متعال میفرماید: (هر نفسی در گرو عمل خویش است * مگر اصحاب یمین). برای توضیح بیشتر بیانیه اخیر یمانی را بخوان، …[۹]
ثم احسب عدد (أصحاب الیمین) فی الآیة: (کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ)، والیمین تحسب بالجمع الکبیر وتحول إلى الجمع الصغیر فتکون النتیجة:
ا ص ح ا ب + (ا ل ی م ی ن)
۱ + ۹ + ۸ + ۱ + ۲ + (۱ + ۴ + ۱) = ۲۷
وقد عرفت أن رقم (۲۷) یمثل السبعة وعشرین حرفاً من العلم (المعرفة بالله وتوحیده سبحانه) التی یبثها الإمام المهدی (ع) فی الناس ومن الحساب السابق تعلم أن الیمانی وهو وصی المهدی (ع) وهو المهدی الأول وعاء السبعة وعشرین حرفاً من العلم فهو الوعاء الذی یستقبل الفیض من الإمام المهدی (ع) ویفیضه على أصحابه، فالیمانی نسبة إلى الإمام المهدی (ع) یکون النون ونقطة النون قال تعالى: (نْ وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ * مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ * وَإِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ * وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ * فَسَتُبْصِرُ وَیُبْصِرُونَ * بِأَیِّکُمُ الْمَفْتُونُ * إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ).[۱۰]
حال عدد (اصحاب الیمین) را در آیه زیر حساب کن: (هر نفسی در گرو عمل خویش است * مگر اصحاب الیمین). کلمه (الیمین) با جمع بزرگ حساب شده سپس به جمع کوچک تبدیل میگردد، که نتیجه آن میشود:
ا ص ح ا ب + (ا ل ی م ی ن)
1 + 9 + 8 + 1 + 2 + (1 + 4 + 1) = 27
و دانستنی که عدد (۲۷) بیانگر ۲۷ حرف از علم (توحید و معرفت خدای سبحان) است که امام مهدی(ع) آن بین مردم منتشر میکند. و از حساب قبلی خواهی دانست که یمانی وصی امام مهدی و مهدیاول است که ظرف ۲۷ حرف از علم است. بنابراین او محل استقبال فیض از امام مهدی (ع) میباشد و آن را به اصحابش فرو میریزد بنابراین یمانی نسبت به امام مهدی (ع) همچون (ن) ونقطه نون است. خداوند متعال میفرماید: (سوگند به نون، وقلم و آنچه مینویسند * که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستى * و براى تو پاداشى عظیم و همیشگى است! * و تو اخلاق عظیم و برجستهاى دارى! * و به زودى تو مىبینى و آنان نیز مىبینند * که کدام یک از شما مجنونند! * پروردگارت بهتر از هر کس مىداند چه کسى از راه او گمراه شده، و هدایت یافتگان را نیز بهتر مىشناسد).
والیمانی نسبة إلى الثلاث مائة وثلاثة عشر أصحاب الإمام المهدی (ع) هو الباء، وهو نقطة الباء فی بسم الله الرحمن الرحیم. فله مقامی الرسالة والولایة، فهو فی هذا الزمان یمثل محمد وعلی (ص). وهو المدینة وهو الباب. فأین تذهبون. (وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ * فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ * إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ * لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ * وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ).[۱۱]
همچنین یمانی نسبت به ۳۱۳ نفر از اصحاب امام مهدی (ع) همچون حرف باء ونقطۀ حرف باء در بسم الله الرحمن الرحیم است، پس او داراى مقام رسالت و ولایت است و او تمثیل کننده محمّد و علی (ع) در این زمان است همچنین او شهر (علم) و باب آن است، پس به کجا میروید. (سخن او همچون کلام شیطان مردود نیست * پس به کجا مىروید؟ * این سخن جز پند و نصیحتی برای اهل عالم نیست * تا هرکه از شما بندگان بخواهد راه راست پیش گیرد * و شما چیزی نمىخواهید مگر اینکه پروردگار عالم بخواهد).
ومن الحساب السابق تعلم أن أصحاب الیمین وهم أصحاب الیمانی أیضاً، وعاء السبعة وعشرین حرفاً من العلم فهم الوعاء الذی یستقبل الفیض من الیمانی وصی ورسول الإمام المهدی (ع) إلى الناس کافة ثم انهم یفیضون العلم على الناس وهم الثلاث مائة والثلاث عشر.[۱۲]
همچنین از حساب سابق خواهی فهمید که أصحاب الیمین همان اصحاب یمانی هستند که محل وقوع و نزول ۲۷ حرف از حروف علماند، پس آنها محل استقبال فیض نازل از یمانی وصی و فرستاده امام مهدی (ع) به تمام مردم هستند، از اینرو آنان که علم را به مردم انتقال میدهند همان ۳۱۳ نفر هستند.[۱۳]
***
احمدالحسن (ع)
وصی ورسول الإمام المهدی (ع)
جمادیالأولی ۱۴۲۶ هـ ق
[۱] – البقرة : ۱۹۶
[۲] – قال السید احمدالحسن (ع) فی المتشابهات: (أسماؤه سبحانه وتعالى أربعة، ثلاثة ظاهرة وواحد غائب، أما الظاهرة فهی: الله الرحمن، الرحیم. وأما الغائب فهو الکنه والحقیقة، ویرمز له بـ (هو)، أو الاسم الأعظم الأعظم الأعظم. وبتجلی هذه الأسماء فی جمیع العوالم تتجلى الموجودات وتظهر بعد أن لم تکن شیئاً مذکوراً، والعوالم عشرة، وهی: السماوات السبع، والکرسی، والعرش الأعظم، وسرادق العرش الأعظم. وهی ثلاثة فی الحج، وسبعة إذا رجعتم: … والثلاثة فی الحج – أی فی بیت الله – هی: الکرسی، والعرش الأعظم، وسرادق العرش الأعظم. أما السبعة إذا رجعتم، فهی: السماوات السبع. ذلک لمن لم یکن أهله حاضری المسجد الحرام: أی لمن لیس من آل محمد (ع). والصیام هنا عن (الأنا) فی (عشرة مقامات): ثلاثة فی الحج: الکرسی والعرش وسرادق العرش، وسبعة إذا رجعتم: السماوات السبع، وفی کل مقام أربعة حالات هی تجلیات وظهور الأسماء الأربعة، فیصبح الصیام عن الأنا فی أربعین حالة، من أخلص لله أربعین صباحاً جرت ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه. والنفس تحتاج هذه الحالات الأربعین لتنتقل من عالم إلى آخر انتقالاً کلیاً، فلا تستقر نفس المولود إلا بعد الأربعین، ولا تستقر نفس المیت إلا بعد الأربعین. والکلام فی الأربعین یطول ولکن فیما تقدم کفایة). المتشابهات الجزء الثالث: سؤال/ ۹۳
و قال: (العرش أعظم من الکرسی، والکرسی عند العرش کحلقة فی فلاة، والعرش هو حجاب باب الذات فما دونه إلى الأرضین السفلیة، وهذا الحجاب هو الحجاب الذی یخفق بین محمد (ص) وباب الذات الذی ذکره الصادق (ع) فی حدیث المعراج، فقال (ع): (بینهما حجاب یخفق) ، وباب الذات – أو الله – هو الرحمن الرحیم، الظاهر منه الرحمن والباطن الرحیم، ولذا قال تعالى: ﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى﴾، أی: باب الذات على العرش استوى، أی: أفاض الله من بابه (الرحمن) نوره وعلمه سبحانه الذی أراد أن یواجه به خیر خلقه محمداً (ص) على سرادق العرش، أو الحجاب الذی ذکره الصادق (ع)، هذا هو العرش الأعظم. أما العرش العظیم والذی یمثل السماوات السبع فما دونها، فهو دون الکرسی، فالکرسی هو سرادق السماء السابعة الکلیة أو حجابها النوری. ومن هنا نفهم أنّ العرش العظیم عند الکرسی کحلقة فی فلاة، والکرسی عند العرش الأعظم کحلقة فی فلاة. ولتتضح لک الصورة أکثر راجع تفسیر سورة الفاتحة والمتشابهات. ولو أنّ لهذا العلم حملة لبیّنت حقیقة العرش وحقیقة الکرسی التی بیّنها لی الإمام المهدی (ع) فلیس کل ما یعرف یقال، ولیس کل ما یقال حضر أهله، ولیس کل ما حضر أهله حان وقته). المتشابهات الجزء الثالث: سؤال/ ۶۲
[۳] – سید احمدالحسن (ع) در کتاب متشابهات میفرمایند: (نامهای خداوند سبحان چهار نام است که سه تای آن ظاهر و یکی غایب است. و نامهای ظاهر خدای تبارک و تعالی همان: (الله، الرحمن، الرحیم) است. و اما نام غایب او کنه و حقیقت نام دارد و اسم رمز آن هم معروف به (هو) یا اسم اعظم اعظم اعظم است. و با تجلی این اسماء در همه عالمها همه موجودات تجلی و ظهور پیدا میکنند، بعد از اینکه چیز قابل ذکری نبودند یعنی اینکه دارای وجود نبودند. و عالمهای موجود ده عالم میباشند که عبارتند از هفت آسمان و کرسی و عرش اعظم و سرادق عرش اعظم، که سه تای آنها در حج و هفت تای آنها در هنگام بازگشت است: … و سه عالم که در حج است – یعنی در خانه خدا – همان کرسی و عرش اعظم و سرادق عرش اعظم، میباشد. و هفت عالم هنگام بازگشت همان هفت آسمان است برای آن کس که از اهل مسجدالحرام نباشد یعنی کسی که از آلمحمد (ع) نباشد. و روزه در اینجا در واقع روزه از – منیت – (خودخواهی و خودبینی) است در (ده مقام) سه مقام در حج، کرسی و عرش و سرادق عرش و هفت مقام در بازگشت که عبارت است از هفت آسمان و در هر مقام چهار حالت وجود دارد که مربوط به تجلی چهار نام خداوند است؛ به این ترتیب روزه منیّت و خودبینی و خودخواهی به چهل حالت میرسد. در نهایت هر کس که چهل شبانه روز برای خداوند مخلص شود چشمههای حکمت از قلبش بر زبانش جاری خواهد شد. و نفس انسان برای انتقال از عالمی به عالم دیگر به طور کلی محتاج این چهل حالت است. و نفس نوزاد مستقر نمیشود مگر بعد از چهل شبانه روز و همچنین نفس متوفی مستقر نمیشود مگر بعد از چهل شبانه روز و کلام در مورد اربعین بسیار طولانی است و به نظر میرسد که شرح این مسئله تا اینجا کافی باشد). متشابهات ج۳ سؤال/ ۹۳
همچنین میفرمایند: (عرش از کرسی عظیم تر است و کرسی نزد عرش همانند حلقهای در صحرا است. و عرش دروازه ذات و هر چه که پایین تر از آن است تا زمینهای سفلی میباشد و این حجاب همان حجابی است که بین محمد (ص) و دروازه ذات پایین میآمد و امام صادق (ع) نیز در حدیث معراج از آن یاد میکند: (و در بین آنها حجابی بود که پایین میآمد). و دروازه ذات یا الله همان (الرحمن الرحیم) که ظاهر آن (الرحمن) و باطن آن (الرحیم) است، میباشد. لذا خداوند میفرماید: (خدای مهربان با علم و قدرت خود بر عرش مسلط است) یعنی دروازه ذات بر عرش مسلط است یعنی خداوند با دروازه ذات خود (الرحمن) نور و علمی را که میخواست با آن با بهترین خلق خود محمد (ص) روبرو شود عطا کرد و آن را بر سرادق عرش جاری ساخت. و حجابی که امام صادق (ع) از آن یاد میکند همان عرش اعظم است. اما عرش عظیم که مثال هفت آسمان و هرچیزی است که پایین تر از آن میباشد از کرسی پایین تر است و کرسی خود سرادق آسمان کلی هفتم یا حجاب نوری آن است، بدین ترتیب میتوان فهمید که عرش عظیم نزد کرسی همچون حلقهای در صحرا و کرسی نزد عرش اعظم همانند حلقهای در صحرا است. و برای روشن تر شدن مسئله به تفسیر سوره فاتحه و متشابهات مراجعه کن. و اگر کسانی بودند که گنجایش پذیرش این علم را داشتند حقیقت عرش و حقیقت کرسیّ را که امام مهدی (ع) برایم روشن کرد بیان میکردم و در واقع هر چیز که دانسته شود گفته نمیشود و هر چه گفته شود مخاطب آن حاضر نمیشود و هر چه که مخاطب آن حاضر شود ممکن است وقت آن فرا نرسیده باشد). متشابهات ج۳ سؤال/ ۶۲
[۴] – قصص: ۵.
[۵] – القصص : ۱.
[۶] – الإسراء : ۴۶.
[۷] – المدثر : ۳۰ – ۳۱.
[۸] – المدثر : ۳۸ – ۳۹.
[۹] – دانلود بیانیههای سید احمدالحسن (ع): https://sadeghshekari10313.blogspot.com/2021/05/blog-post_801.html
[۱۰] – القلم : ۱- ۷.
[۱۱] – التکویر : ۲۵ – ۲۹.
[۱۲] – قال السید احمدالحسن (ع) فی أصحاب الیمین والمقربون: (الإنسان المؤمن ما دام فی السماوات الملکوتیة فهو یُعد من أصحاب الیمین، فإذا ارتقى إلى السماء السابعة أصبح من المقربین. وقد تبیّن ممّا تقدم أن السماوات الملکوتیة فیها روح الإیمان، أما السماء السابعة ففیها روح القدس. إذن، فأصحاب الیمین یقترن بهم وفیهم روح الإیمان، أما المقربون فیقترن بهم وفیهم روح القدس. …، وذلک لأنهم ولجوا فی سماء العقل فأصبحوا عقلاء عصمهم العقل الکلی عن الوقوع فی الخطیئة بمرتبة ارتقائهم، وولجوا فی سماء روح القدس فأصبحت أرواحهم مقدسة مطهرة طالما أنهم اختاروا البقاء حیث هم، ویتمیز المعصوم المنصوص علیه منهم بأنه ثابت فی مقامه؛ لأنه لا یختار النجاسة على الطهارة أبداً، وبالتالی ضمن الله لمن یتبعونه البقاء على الحق دائماً. أما أصحاب الیمین فمع أنه اقترن بهم وفیهم روح الإیمان، ولکن ما داموا فی السماوات الملکوتیة ولم یلجوا سماء العقل السابعة الکلیة فإن عقولهم لم تکمل وما عندهم هو ظل العقل، وکلما کان المقام أدنى کان الإنسان أبعد عن العصمة وأقرب إلى الخطیئة، وکلما کان ارتقاء المؤمن أعظم کان ظل العقل أکثر نوراً وکان أعظم محاکاة للعقل الکامل، وکان سبباً لاقتراب المؤمن من العصمة، ولکنه مع هذا یبقى صورة للعقل وتجلیاً للعقل الکامل، ویبقى شبح وقوع المعصیة موجوداً). عقائد الإسلام الانتهاء
[۱۳] – سید احمدالحسن (ع) درمورد اصحاب یمین و مُقرّبین میفرمایند: (انسان مؤمن تا وقتی در آسمانهای ملکوتی است، جزو اصحاب یمین است. وقتی به آسمان هفتم ارتقا کند، جزو مقربین و نزدیکان میشود. از مطالب پیشین روشن شد که در آسمانهای ملکوتی، روح ایمان وجود دارد. اما در آسمان هفتم، روحالقدس نیز هست. بنابراین روح ایمان با اصحاب یمین و در آنان است. اما روحالقدس با مقربین و در آنان است. …، این موضوع از این رو است که آنان در آسمان عقل ورود پیدا کردند و جزو عاقلان شدند و عقلِ کلی با توجه به مرتبهی ارتقایشان، آنان را از وقوع در اشتباه باز داشته است. آنان در آسمان روحالقدس ورود پیدا کردهاند و روحهای آنان مقدس و پاک شده است؛ البته تا زمانی که باقی ماندن در آن مکان را انتخاب نمایند. معصومی که نسبت به او نص شده است، این تفاوت را دارد که در مقامش ثابت است؛ به این خاطر که اصلاً نجاست را بر پاکی ترجیح نمیدهد و در نتیجه خداوند برای افرادی که از او تبعیت میکنند، همیشه باقی ماندنِ او بر حق را ضمانت نموده است. اما اصحاب یمین با اینکه روح ایمان با آنان و در آنان است، ولی تا زمانی که در آسمان ملکوتی هستند و در آسمان عقل کلی، یا آسمان هفتم وارد نشدهاند، عقلهای آنان کامل نشده است و آنچه نزد آنان است، سایهی عقل است و به اندازهای که مقامشان پایینتر باشد، از عصمت دورتر و به اشتباه نزدیکتر هستند. به اندازهای که ارتقای مومن بیشتر باشد، نورِ سایهی عقل بیشتر است و به عقل کامل شباهت بیشتری پیدا میکند و باعث نزدیکی مؤمن به عصمت میشود. ولی با این حال، صورت عقل و تجلی عقل کامل باقی میماند و امکان وقوع معصیت، باقی میماند). بخش انتهایی کتاب عقائد الاسلام
مطالب مرتبط :
دانلود بیانیههای سید احمدالحسن (ع)
دانلود خطبهها و سخنرانیهای سید احمدالحسن (ع)
دانلود کتابهای سید احمدالحسن (ع)