Overblog Tous les blogs Top blogs Religions & Croyances
Editer l'article Suivre ce blog Administration + Créer mon blog
MENU
صادق شکاری - انصار امام مهدی (ع)

بشارت باد بر شما به ظهور وصی و فرستاده امام مهدی (ع)، یمانی موعود سید احمدالحسن (ع)

Publicité

کتاب سنجش احمدالحسن در ترازوی صدق و کذب مدعیان

  

  • نام کتاب : سنجش احمدالحسن در ترازوی صدق و کذب مدعیان
  • موضوع : پژوهش در دلایل دعوت‌های انبیا و سید احمدالحسن الیمانی (ع) و بیان پاسخ‌های به شبهات وارده مخالفین
  • گردآورنده : منتظَر (مستعار)
  • فرمت : pdf
  • تعداد صفحات : 232
  • تاریخ نوشتار : پاییز 1398
  • منبع : کانال تلگرام یمانیون

مقدمه نوشتار : 

سالها است که دعوت عقیدتیِ شخصی به نام احمد فرزند اسماعیل معروف به سید احمدالحسن و همچنین معروف به یمانی، از عراق شروع شده است و سپس این دعوت وارد ایران عزیزمان شده است. او مدعی است که وصی و فرستاده امام زمان ع است و همان مهدی اول در وصیت شب وفات پیامبر ص و همان یمانی موعود در روایات اهل بیت ع است. بسیاری از مردم درگیر این جریان و این دعوت شده‌اند و به دنبال راهی برای تصدیق و یا تکذیب این دعوت بوده‌اند. بسیاری از مؤمنین مخصوصاً جوانان جامعه جذب این دعوت شده‌اند و از بین این جماعت نیز به طور چشمگیری، عده‌ای از طلّاب و حوزویان به این دعوت ایمان آورده و ادّعای وصایت سید احمدالحسن را تأیید کرده‌اند. بنده ناچیز (نویسنده همین نوشتار) نیز از جمله طلبه‌هایی بودم که با این جریان آشنا شدم و در ابتدا به مخالفت با آن برخاستم اما پس از تحقیق و تفحص بیشتر و بررسی‌های دقیقتر از هر دو طرف مخالفین و موافقین این جریان، به صحیح بودن این دعوت و صدق ادعای سید احمدالحسن پی بردم. هم اکنون برای دفاع از حقانیت وصی و فرستاده امام زمان ع و برای بخشش گناهان خودم و همچنین برای هدایت مؤمنین و عزیزان و محققین، لازم دیدم تا دلائل حقانیت و صدق ادعای سید احمدالحسن ع را در نوشتاری جمع و تبیین کنم.

مخاطب این نوشتار گروه خاصی نیست چون دعوت حجت‌های الهی برای همه مردم است پس نمیتوان از روشی پیچیده و گنگ برای قشر خاصی مثلا حوزویان و اهل علم صحبت کرد. برای فهم دعوت سید احمدالحسن اندک علم و تفکر و انصاف جوابگو است. کسانی از حوزویان یا دانشگاهیان که عمری را در درس و تدریس به سر برده‌اند، از ابتدا چنان گمان نکنند که این دعوت در جهت فریب مردم است و هم اکنون با کمی لبخند به لب و نگاه عاقل اندر سفیه فکر کنند و با خود بگویند که ما فریب نمیخوریم.

در بعضی موارد چنان غرور این جماعت زیاد است که انسان به خودش اجازه نمیدهد که حرف حق را به آنها برساند و انگار از بیان حتی یک آیه و روایت حق نیز متهم میشویم و آنها این کلمات حق را نیز سببی میدانند که ما از آنها سوء استفاده کرده و سعی در برداشت غلط یا تطبیق غلط هستیم. البته توجیه و فرار، کار همیشگی این گروه در طول تاریخ بوده است و اختصاصی به این زمان و امت اسلام ندارد. مثلا وقتی به علما و بزرگان و اهل علم بگوییم که تمامی انبیاء و فرستادگان الهی مورد طعن و تمسخر و انکار علما و اهل علم بوده اند فوراً خودشان را از آن جماعت جدا کرده و ماست خود را شیرین میپندارند. همه به خوبی میدانیم که اهل علم در هر زمان بوده‌اند و این گروهی که امروزه به نام حوزوی و مرجع و عالم میشناسیم اختصاصی به این عصر ندارد و در هر زمان و بره‌های از تاریخ و در زمان بعثت همه انبیاء بوده‌اند و به نص آیه قرآن و روایات متعدد، انبیاء را همراهی نکرده و بالاتر از آن به سخره گرفته‌اند:

یا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما یَأْتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (یس ۳۱)
افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبرى براى هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا مى‌کردند.

شاهد صدق گفتار من همین بس که همین الآن نیز به کلامم طوری با لبخند نگاه میکنند که گویی فرد ساده‌ای آمده تا منبرشان را به خودشان یادآوری کند. آری همه انبیاء مورد استهزاء قرار گرفته‌اند و از بین آنان کسی استثناء نشده است و کسی که اندک با تاریخ سر و کار داشته باشد میداند که این مساله همینگونه بوده است و نیازی به نص قرآن نیست. در جای دیگری میفرماید:

وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذیرٌ ما زادَهُمْ إِلاَّ نُفُوراً (فاطر ۴۲)
آنان با نهایت تأکید به خدا سوگند خوردند که اگر پیامبرى انذارکننده به سراغشان آید، هدایت یافته‌ترین امّتها خواهند بود؛ امّا چون پیامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله‌گرفتن از (حق) چیزى بر آنها نیفزود.

حال این جماعت را امروز چه شده است که ماست خودشان را ترش نمیدانند و این ترشی را به گذشتگان از همکیشان خود نسبت میدهند؟ آیا آنان فکر نمیکنند که این تفکر و توهّم بیجا را گذشتگان نیز داشته‌اند؟ خوب البته اینها را گفتم نه بدین جهت که ذهن خوانندگان را از مساله مدعیان دروغین دور سازم. وجود مدعیان دروغین در همه اعصار تاریخ مشکلی بوده است که نه تنها باعث گمراهی مردم شده است بلکه باعث شده است تا در موارد زیادی مردم حتی حرف حق مدعی صادق را نیز توجه نکنند و از ترس افتادن در دام این مدعیان دروغین به طور کلی دور همه مدعیان را خط کشیده و برای سعادت و بهتر بگویم برای سلامت عاقبت خویش ترجیح دادند به همان منوال گذشته و طبق دین موروثی، طی مسیر کنند. مردم همیشه طبق فطرت توحیدی خویش به دنبال خدا پرستی و اطاعت از پیامبران بوده‌اند اما چه چیزی سبب میشد تا مردم همه آنها را به تمسخر گرفته‌اند و آنها را آزار دهند؟ انکار واستهزاء توسط علمایی که تا به اکنون تکیه‌گاه آنها در دین بوده‌اند راه را برای مقلدین این علما باز کرده است و ترس از مدعیان دروغین نیز کمک کار آنان بوده است. این چیزی که عرض کردم چنان مهم و مورد ابتلای مردم است که همین الآن هم با خواندن این تذکرِ من، باز غالب قریب به اتفاق خوانندگان احتمال خطای علمای خویش را نمیدهند و باز در ذهنشان مدعیان دروغینی را ترسیم میکنند تا کار و هدفشان را توجیه کنند و خیالشان را راحت.

آیا اینها را گفتم تا پیشاپیش، ذهن محققین را آماده کنم تا بدون دلیل و بدون حجت شرعی به دعوت یمانی ایمان بیاورند؟ آیا اینها را گفتم تا همگیِ علما را تخطئه کنم و مردم را جلب دعوت یمانی کنم تا مریدانش زیاد شوند؟؟

خیر؛ وجود مدعیان دروغین غیر قابل انکار است و بر همه مؤمنین لازم است تا حواسشان را جمع کنند تا در دام این جماعت نیفتند. اما این نباید سبب شود تا بدون دلیل و بدون توجهِ درست، به دنبال حق بودنِ مسلک خودشان و علما و مراجعشان باشند. من در این نوشته با زبانی کاملا همه فهم و طبق قرآن و روایات اثبات خواهم کرد که تفاوت مدعیان دروغین و راستین در چیست؟ و ملاک در چیست؟ و دعوت سید احمدالحسن برخلاف هیاهوهای مخالفان، همچون تمام انبیاء همراه با دلیل و حجت است. و ایشان با همان ملاکهای صحیح از مدعیان دروغین جدا میشود.

این مقدمه را متذکر میشوم که بسیاری از خوانندگان این متن در همین هنگام، با علم و یقین کامل به باطل بودن دعوت سید احمدالحسن، این نوشته را میخوانند. چرا؟ در بسیاری از موارد این قطع بدون دلیل است و صرفاً یقینی قلبی است بدون تحقیق و بررسی و بدون پشتوانه عقل و منطق، و در مواردی به خاطر مقدماتی غلط در ذهن مخاطب ایجاد شده است. معمولاً انسان نسبت به حرفهای تازه‌ای که اساس و بنیان مسیر گذشته را هدف قرار میدهد حساس است و به آن واکنش منفی نشان میدهد. عمری راهی را رفته بود و معتقَداتی داشت که برایش زحمت کشیده بود و اکنون برایش سخت است که به او بگوییم راه و نگاه و عقائدش اشتباهاتی دارد. مخصوصا اگر آن شخص یا گروه و جماعت، حوزویان و علمای جامعه باشند. فلذا برای رسیدن به حقیقت لازم است تا منصفانه گوش به حرف مقابل بدهیم و کلامش را بشنویم. زمانی که پیامبر اکرم ص مردم را از بت پرستی منع میکرد آنها یقین به بتهای خودشان داشتند و اندک جماعتی کلام حق پیامبر را قبول میکرد. همینگونه است در بین اهل کتاب، یعنی آنها به علمای خودشان یقین داشتند و احتمال خطای کار آنها را نمیدادند و خودشان به تنهایی و بدون تقلید از آنها و تایید از سوی آنها به پیامبر نمیپیوستند و او را مدعی گمراه میدانستند. امروزه انگار این درد در بین علمای شیعه و مقلدین آنها بیشتر است که کمتر نیست. آنها خودشان را تافته جدا بافته از همه دوران میدانند و توجیهاتی برای سلامت عاقبت خودشان میآورند که گویی این توجیهات اختصاص به آنها و زمان آنها دارد.

در این نوشتار سعی شده است تا آنچه که برای فهم حقانیت سید احمدالحسن ع ضروری است با بیان خلاصه و به دور از اطاله کلام آورده شود. اگر در مواردی قلم طولانی شده است چاره‌ای نبوده است و اگر در ذهن مخاطب و محقق عزیز نکته‌ای بوده که در این نوشتار یافت نشده است به دلیل خلاصه کردن ضروریات این بحث بوده است و در جای خودش به کتب دیگر حواله داده شده است.

از مزایای این نوشته این است که نویسنده سعی کرده است تا به جای رعایت شکل مرسوم نوشته‌ها، دغدغه ذهنی مخاطب را در نظر بگیرد؛ مخاطبی که با این دعوت آشنا شده است و به دلیل محبت و ادبی که به پروردگار خویش دارد در صدد است تا حقیقت را کشف کند و با خیال راحت و آسوده به تصدیق یا تکذیب این جریان بپردازد تا حجت درست و منطقی در برابر خداوند متعال در روز قیامت داشته باشد.

مزیّت دیگر این نوشته این است که مخاطب و خواننده، قبل از اینکه صحبتی از احمدالحسن بشود، ملاک صدق و کذب مدعیان را خواهد فهمید؛ ملاکی که در بسیاری از نوشته‌ها و صحبت‌های مخالفین دعوت یمانی مطرح نمیشود و به بیان و طرح چند شبهه اکتفا میکنند.

***

لینک‌ دانلود : pdf

Publicité
Partager cet article
Repost0
Pour être informé des derniers articles, inscrivez vous :
Commenter cet article