Overblog Tous les blogs Top blogs Religions & Croyances
Editer l'article Suivre ce blog Administration + Créer mon blog
MENU
صادق شکاری - انصار امام مهدی (ع)

بشارت باد بر شما به ظهور وصی و فرستاده امام مهدی (ع)، یمانی موعود سید احمدالحسن (ع)

Publicité

کتاب پژوهشی در شخصیت یمانی موعود

  

لینک‌های دانلود :

نسخه عربی : الجزء الاول : pdf – الجزء الثانی : pdf – الجزء الثالث : pdf – کل الاجزاء : pdf 

نسخه فارسی : جلد اول : pdf – جلد دوم : pdf – جلد سوم : pdf

مقدمه کتاب : 

مرحله عصر ظهور امام مهدی (ع) از مهم‌ترین مراحل بشریت به حساب می‌آید، یا می‌توان گفت که مهم‌ترین مراحل است و اگر به این اتفاق از جهت غربال و امتحانی که امت اسلامی بلکه همه مردم جهان که به آن دچار می‌شوند، نگاه نکنیم و آن به خاطر دور شدن از مصادر تشریع الهی و طولانی شدن مدت زمان فاصله بین مردم و حجت معصوم، و ویران شدن جمعیت بشری در حرکت به سمت ماده و تکامل فردی و اجتماعی این جمعیت به سوی ارتقای دنیوی؛ و غفلت انسان از تعلق به خدای متعال و دین و به حجج الهی است، وقتی که همه قیاس‌ها را دگرگون شده می‌یابیم و نظریه و تعریف صحیحی برای اخلاق و علم و عقل و حتی برای انسانیت پیدا نمی‌کنیم… و آن هنگامی است که این مفاهیم را در قالب دنیوی و منفعت فردی و مادی قرار گرفته می‌یابیم و در نهایت هر نظریه و عقیده‌ای که با کج روی‌های مفاهیم دنیوی مطابقت نداشته باشد از آن به عنوان انحراف بلکه حتی جهل و تخلف که مستدعی خنده و تمسخر است می‌بینیم.

و این وضع ناگوار که مردم به آن رسیده‌اند نتیجه شدت ارتباط با دنیا و متعلقات به آن است و توجه و تعلق آن‌ها به زینت‌های آن است… و دور شدن آن‌ها و جهل‌شان به اخلاق الهی و تکامل روحی و علمی و حرکت به سمت عروج همان چیزی که خدای متعال برای بشر خواسته است، کسی که به چیزی جهل داشته باشد آن را تکرار خواهد نمود، و شبیه یک چیز، مجذوب آن می‌شود، همان‌طور که گفته می‌شود.

و این جهل و فقدان حقیقت و حرکت به سمت ماده و کوتاهی نظر به آن، تنها فقط گناه مردم نیست، بلکه قسمت عمده آن بر گردن کسانی است که خود را دلیل معرفت خدای متعال قرار داده‌اند با این‌که آن‌ها با تاریکی زیر زمین‌ها آرامش و عزلت و با خلوت خود اُنس گرفته‌اند،… این سخنان من در مورد رهبرانی است که در آسایش خواب زمستان و تابستان به سر می‌برند، چگونه این امت را رهبری و به تکامل حقیقی و آن‌چه که به خاطر آن خلق شده، می‌رسانند، بله اگر حیواناتی که در زمستان به خواب زمستانی در بهار به سوی نور خارج می‌شوند تا غذا و مایحتاج خود را تهیه نمایند، و اما این رهبران برای این کار ضرورتی نمی‌بینند؛ زیرا که آن‌ها برای خود به‌اندازه کافی برداشته‌اند، و صدها برابر آن را از حقوق ایتام و مساکین و محرومین فراهم نموده‌اند، هر نفس گرمی که زیر لحاف می‌کشند و هر طعام لذیذی که در قصرهای آن‌ها وجود دارد از حقوق یتیم گرسنه و ناله مسکین به دست آمده است، و فاجعه بزرگ این است که مردم کار آن‌ها را فضیلت به حساب می‌آورند؛ که به واسطه آن مستحق رفاه و آسایش بوده تا این‌که دست آن‌ها را ببوسند و به خاک پایش تبرک جویند – اگر برای پاهایش خاکی باشد!

و طبیعی است؛ هنگامی که چوپان غایب باشد و از جای خود دور شود، گوسفندان حیات خود را در کنار گرگان به سر خواهند برد بلکه قساوت و درندگی آن‌ها را با عنوان مصلحت عامه توجیه خواهند کرد!

با این حال عموم جامعه بر دو قسمت تقسیم شد: قسمت اول به تقدیس رهبر مدعی خود که با حجت‌های واهی و بی‌اساس در لاک خود مخفی مانده مشغول هستند، که بیشتر جمعیت این گروه را مردم ساده لوح تشکیل می‌دهند، و کسانی که خود را اهل زهد و پرهیزکاری نشان می‌دهند از این سفره بهرمند می‌شوند.

و اما قسم دیگر را کسانی تشکیل می‌دهند که به خود جرأت داده و به انتقاد و رد کردن این کوته فکری‌ها اقدام نمودند، و از تقدیس این گونه فقها که شکم‌های خود را مقبره حیوانات قرار داده و به عیش و نوش مشغول بوده، پرهیز کردند و اما با نهایت تأسف شدید این گروه دین را به عنوان منهاج و دستور رد کرده و دنبال جایگزین رفتند با این گمان که این افراد جاه‌طلب نشان‌گر دین الهی هستند، پس با فساد آن‌ها (علمای بی‌عمل) دینی باقی نمی‌ماند! و از این حقیقت غافل مانده که واجب آن‌ها این است که نمونه‌ای صالح برای دین و اخلاق آسمانی باشند و هم‌چنین کشف حقیقت جاه طلبان و و منافقین و دجالین است تا این‌که حکم خداوند باشد که او احکم الحاکمین است.

امیر المؤمنین (ع) می‌فرماید: (اگر می‌خواستم خالص‌ترین عسل و بهترین گندم و بهترین لباس‌های ابریشم را می‌پوشیدم، اما هیهات که هوای نفس بر من غلبه کند و طمع مرا به سوی انتخاب بهترین غذاها ببرد، در حالی‌که شاید در حجاز و یمامه کسی باشد که به نان دسترسی نداشته و در گرسنگی به سر ببرد و یا این‌که با شکم سیر بخوابم در حالی‌که دور و بر من شکم‌های گرسنه و جگرهای تشنه باشد؟ و یا این‌که همان‌طوری که شاعر گفته باشد. وای بر تو اگر با شکم پر بخوابی در حالی‌که در اطراف تو کبدهایی باشد که در حسرت سیر شدن باشند و خود را قانع کنم که به من امیر المؤمنین گویند در حالی‌که آن‌ها را در سختی‌های زمانه یاری نکنم، و یا آن‌که برای آن‌ها در سختی معیشت الگو باشم. پس من برای این خلق نشده‌ام که مشغول خوردن طیبات باشم و همانند حیوان به طناب بسته شده که همه هدف او علفش است، و یا همانند جارو نباشم که شغل آن خوردن آن‌چه جلویش است که اگر به حال خود رها شود اطاف خود را گرفته و از کار خود غافل می‌ماند و یا بی‌توجه باشم و یا بیهوده و عبث از کنار آن بگذرم و یا طناب گمراهی را بکشم و در بیراهه ظالم باشم…).(1)

عده‌ی اندکی از مستضعفین باقی مانده که از هر دو گروه جدا بوده‌اند، اینها یا از طرف عابدین بت‌های بشری سبک شمرده شده و همان‌طور از جانب کسانی که این بت‌های بشری را رد کرده و بیزار شده بودند همان کسانی که خیلی کم صحبت می‌کنند و غرق تاریکی خود هستند.

این عده مستضعف همان کسانی هستند که مسیر محمد و خاندان محمد (ص) را به عنوان وسیله سنجش مردان قرار دادند، و فریب عمائم و ریش بزرگ آن‌ها را نخوردند، واگر کسی از فقهاء عامل، زاهد و تابع راه و سبیل امیر المؤمنین (ع) بود وی را تقدیس و ایشان را از علمای ربانیین مومن به حساب می‌آورند، و اما کسانی که از راه حق کجی نمودند و در مسیر معاویه‌ای که نه شکم و نه دندان‌هایش از خوردن سیر می‌شوند، قرار بگیرد و یا مانند خفاشی می‌شود که عاشق تاریکی و سایه می‌شود، و قدرت این‌که در معرض نور خورشید قرار بگیرد را ندارد، در حالی‌که فقراء ومساکین و ایتام… اجسام‌شان کج شده و شکم‌هایشان به پشتشان چسبیده و پوستشان ضعیف شده است… شاید سفره (مرجع بزرگ) را حتی در خواب هم نمی‌بیند!!

وآن‌ها نه تنها چنین فقهایی را رد می‌کنند، بلکه آنان را دشمنان دین می‌دانند.

این قسم از مستضعفین پیروی کردن از فقهای سوء را رد می‌کنند، زیرا می‌بینند که آن‌ها دین را ویران نمودند و بر خلفای خدا در زمینش تعدی نمودند، و هم‌چنین کسانی که از دین تخلی نموده‌اند را رد می‌کنند، زیرا آن‌ها تصور می‌کنند که هر چیزی که به اسم دین نامیده می‌شود عبارت از صورت آن فقهای مترفه که کسی به آن‌ها اقتدا نمی‌کند و کسی آن‌ها را قبول نمی‌کند غیر از کسی که نفسش جاهل باشد.

و این قسم مستضعف که متحمل جرم غیر خود شده‌اند، حقشان سلب شده و به صورت غربای مستضعف باقی مانند، هما‌ن‌طور که رسول الله (ص) می‌فرماید:

(ان الاسلام بدء غریبا وسیعود غریبا کماء بدء، فطوبی للغرباء).(2) (اسلام در ابتدا غریب و تنها بود و به زودى نیز هم‌چون زمان پیدایش غریب و تنها خواهد شد. خوشا به حال تنهایان و غریبان).

(… المسلم یومئذ کالغریب الشرید ذلک زمان یذهب فیه الاسلام ولا یبقى إلا اسمه ویندرس فیه القرآن فلا یبقى إلا رسمه … فإذا تکلم منهم متکلم بحق أو تفوه بصدق قیل له اسکت فانت قرین الشیطان وراس الضلاله …).(3) (مسلمان در آن زمان مانند غریب، متواری است، زمانی که در آن اسلام از بین می‌رود و غیر از نامش باقی نمی‌ماند، قرآن در کناری گذاشته می‌شود و غیر از خطش چیزی از آن باقی نمی‌ماند…. و هر گاه یکی از آن‌ها به حق تکلم کند و به صدق بشارت دهد به وی گفته شود ساکت شو که شما همنشین شیطان و وسرآمد گمراهی هستی…).

در مورد نکوهش فقهای گمراه و شرور در آخر الزمان روایت‌های متواتر زیادی آمده است: رسول الله (ص) می‌فرماید: (سیأتی على الناس زمان لا یبقى من القرآن إلا رسمه ومن الاسلام إلا اسمه، یسمعون به وهم أبعد الناس منه، مساجدهم عامرة وهی خراب من الهدى، فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنة وإلیهم تعود).(4) (بر امت من زمانی پیش آید که از قرآن جزء خط و نشان آن و از اسلام جزء نام آن باقی نماند، خود را مسلمان بنامند در حالی‌که نسبت به اسلام از مردمان دیگر دورتر باشند، مسجدهای ایشان از جهت بناء آباد، ولی از نظر هدایت ویران است، یعنی کسی در آن به سوی خدا و دین خدا هدایت نمی‌شود، فقهای آن زمان شرورترین فقهاء در زیر سایه آسمان هستند، فتنه از آن‌ها خارج می‌شود و عاقبت به سوی خودشان باز گردد).

از جابر از امام محمد باقر (ع) نقل می‌کند که می‌فرماید: (یکون فی آخر الزمان قوم یتبع فیهم قوم مراون یتقرون ویتنسکون حدثاء سفها… یتبعون زلات العلماوفساد علمهم..).(5) (در آخر الزمان قومی خواهند بود که در آن افراد ریاکار و قاریان جاهل و سخنرانان نادان را عبادت می‌کنند… و از گمراهی علماء و فساد علمشان پیروی می‌کنند).

محمد بن مسلم می‌گوید: مردی از اباعبد الله (ع) سوال نمود: قائم شما چه زمانی ظهور می‌کند؟ فرمودند: (إذا کثرت الغوایة وقلت الهدایة، وکثر الجور والفساد وقل الصلاح والسداد… ومال الفقهاء إلى الدنیا، وأکثر الناس إلى الاشعار والشعراء).(6) (وقتی که گمراهی زیاد؛ و هدایت کم شود و جور و فساد زیاد شود، و صلاح و نیکی و کارهای خیر کم شود… و فقهاء به دنیا مایل شوند و بیشتر مردم به طرف شعر و شاعران می‌روند).

اما وضع حال بقیه مردم نه مسلمان و نه نصارا گردید همان‌طور که حضرت محمد (ص) آن‌ها را وصف نموده است: (یاتی علی الناس زمان اذا سمعت باسم رجل خیر من ان تلقاء، فاذا رایته لقیته خیرامن ان تجربه، ولو جربته اظهر لک احوالا، دینهم دراهمهم، وهمهم بطونهم، وقبلتهم نساوهم، یر کعون للرغیف، ویسجدون للدراهم، حیاری سکاری، لا مسلمین ولا نصاری) (7) (زمانی بر مردم بیاید هرگاه از مردی شنیدید بهتر از ملاقات کردن اوست وهر گاه او را دیدی بهتر از این است که او را تجربه کنی و اگر او را امتحان نمودی، احوالش را برایت آشکار می‌کند، دین آن‌ها پول آن‌ها ست و هم و غم آن‌ها شکمشان، وقبله آن‌ها زنانشان است، که به خاطر یک نان رکوع و برای دراهمی سجده می‌کنند حیران و سر گرداند، نه مسلمانند و نه نصارا).

بله… این همان آخر الزمان است، و این همان عصر ظهور مقدس برای امام مهدی (ع) است، این همان عصر فتنه‌ها و انحراف به صورت‌های مختلف آن است…. فقهای سوء به سوی دنیا و حکام طاغوت مایل شدند… و پیروان چشم بسته و نفهم آن‌ها، از آن‌چه خود نمی‌فهمند، دفاع می‌کنند… و قدرت‌ها و احزاب که دشمن اسلام و اهل آن هستند قدرت‌مند می‌شوند…! و در میان این دریای متلاطم… پرچم حق و زمینه ساز امام مهدی (ع) و پرچم یمانی موعود ظهور می‌کند، پرچمی که با فریادی قوی و ثابت در برابر فقهای شرور و طاغوتیان، بدون مداهمت و مساوات می‌ایستد، و آن هم با عده‌ای کم و مستضعف که زمین آن‌ها را در آغوش داشته وآن‌ها را در آخر الزمان به دنیا آورده است.

و به همان خاطر امام صادق (ع) را می‌یابیم که نحوه مواجه شدن مردم در قبال این پرچم را بیان کرده و می‌فرمایند: (إذا ظهرت رایة الحق لعنها أهل المشرق وأهل المغرب…). (هر گاه پرچم حق ظهور کند مردم مشرق و مغرب زمین آن را لعن می‌کنند..).

پرچم حق در عصر ظهور همان پرچم یمانی موعود (با هدایت‌ترین پرچم‌ها) است، همان‌طور که شرح کامل آن خواهد آمد و خواهیم فهمید که امتحان اول امت و سخت‌ترین امتحان با یمانی موعود و قبل از قیام امام مهدی (ع) خواهد بود.

این همان پرچمی است که فقهای آخر الزمان را کوچک و ذلیل کرده و جایگاه آن‌ها را پایان خواهد داد تا این‌که آسایش و خواب را از آن‌ها سلب نمود، تا این‌که آن‌ها را بر آن داشت که سعی کنند روایات اهل بیتی که یمانی را ذکر می‌کنند را با میل و هوای خود تاویل کنند تا مردم را قانع سازند به این‌که اطاعت یمانی موعود واجب نیست و شاید الان ظهور نکند، و بر فرض ظهورش اول باید بیاید و پیرو فقهای آخر الزمان شود و به جایگاهشان و مقامشان اقرار کند وتابع و فرمانبردار اراده آن‌ها باشد، وگرنه غیر از مسخره نمودن و جنگ و فرار از آن‌ها چیز دیگری نخواهد دید… زیرا آن‌ها بزرگان قوم هستند و به محض این‌که به یک کلمه‌ای تکلم کنند مردم آن کلمه را مانند طوطیان بدون شعور تکرار می‌کنند.

و فقهای آخر الزمان نویسندگانی را اجیر و استخدام نمودند تا نگاه مردم را به نحوه‌ی کیفیت قیام امام مهدی (ع) وظهور زمینه ساز ایشان جلب نمایند… و اگر کسی بر خلاف نظر آن‌ها بگوید بر مردم است که وی را سنگسار و از او تبری بجویند!

و طبیعی است که این نگاه محدود جهت حفظ جایگاه مرجعیت بزرگ و ضمان ریاست آن‌ها و بیان این‌که آن‌ها تنها راه رسیدن به معرفت امام مهدی ، خواهد بود، و آن نویسندگان جان باخته مانند هیزم شکنی می‌ماند که نمی‌داند تبر خود را شبانه به کجا می‌زند!

و به خاطر این وغیر آن… تصمیم گرفتم یک بررسی مفصل در حد امکان حول روایاتی که از عصر ظهور و پرچم زمینه ساز برای امام مهدی (ع)، و تکلیف مردم در مقابل آن، و نشان دادن راه شناخت آن پرچم مقدس را انجام دهم، و با نیت پاک آن‌چه که برای بیان این موضوع لازم است را به طور مختصر و توجه به روایات معین و ترک بقیه روایات آوردم.

و یا این‌که این توفیق را نداشته تا این‌که نتیجه را از همه روایات در این خصوص بگیرم و حتی اگر به صورت جزئی باشد.

و آن‌ها را می‌یابیم که وقتی در مورد موضوع یمانی موعود بحث می‌کنند فقط به روایاتی که به نامش صراحت دارند اکتفا می‌کنند و از بقیه روایاتی که ارتباط یمانی موعود با شخصیتش ارتباط وثیقی دارند، غافل می‌شوند، در حالی‌که روایات زیادی را از اشخاص و یا پرچم‌هایی که با مدح بزرگ و ستایش شده خواهیم یافت که ممکن نیست از شخصیت یمانی موعود جدا باشند. به خصوص اگر ملاحظه کنیم که پرچم حق و هدایت که موظف به یاری آن هستیم یک پرچم است نه بیشتر، و بقیه اشخاص و یا پرچمها یا تحت فرمان پرچم حق و هدایت بوده، و یا گمراه و شیطانی خواهند بود.

مسئله این است که پرچم حق و هدایت در عصر ظهور یکی است و نه بیشتر، آن‌چه که از بیشتر روایات استفاده می‌شود، و با این تقید می‌توانیم حکم کنیم که روایات زیادی از پرچم‌های عصر ظهور به صورت رمزی و یا اشاره سخن می‌گویند، و برای هر نویسنده‌ای ممکن نیست که به موضوعی از یک جانب نگاه کند و بقیه جوانب که بدون آن‌ها معرفت تمام علوم و حدود آن موضوع ممکن نیست را ترک نماید، بلکه به طرز مبهم و مجهولی از این موضوع مورد بحث خواهد رسید.

و مثلاً هنگامی که قرآن کریم را می‌خوانیم ممکن نیست برای فهمیدن یک مسئله معین بر یک آیه و یا آیات تکیه کنیم بلکه باید به تمام آیاتی که از آن مسئله معین سخن می‌گویند، توجه کنیم، و به طور مثال ممکن نیست که به فرموده خدای متعال نظر کنیم: ﴿إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ﴾.(8) (کسانی که با تو بیعت می‌کنند (در حقیقت) تنها با خدا بیعت می‌نمایند، و دست خدا بالای دست آن‌هاست). و حکم کنیم که خدا دستی مانند دست‌ها دارد و برای آن ظرف و مکانی است (فوق ایدیهم) بلکه باید مثلاً به قول خدای متعال توجه کنیم: ﴿لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ﴾.(9) (هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست). هم‌چنین آیه‌ی شریفه‌ی: ﴿لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ﴾.(10) (چشم‌ها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشم‌ها را می‌بیند؛ و او بخشنده (انواع نعمت‌ها، و با خبر از دقایق موجودات) و آگاه از همه چیز است) و از این قبیل مسائل زیاد هستند.

ومن – و پناه می‌برم به خدا از کلمه من – در این بررسی مدعی نیستم که همه تفاصیل شخصیت یمانی موعود را بیان کرده باشم، و یا این‌که عین و یا خود حقیقت را در آنچه‌ که نوشته‌ام به صورت کامل بیان کرده‌ام، زیرا این موضوع دریایی پر فیض، و رازی الهی پوشیده است که اهل آن به صورتی واضح احکام آن را محکم نمودند و برای حکم و آرزوی آن؛ عقول از ادراک عاجز هستند.

و شاید این‌گونه بگویم به این‌که من تلاش خود را در متابعت روایات و تقارن بعضی از آن‌ها با بعضی دیگر، و به چیزی که خدا به من توفیقی داده است و همه درستی‌های آن از توفیق خدای متعال و هر خطایی از کوتاهی و تقصیر من است.

اما چیزی که در آن سعی کردم، این است هنگامی که خواننده عزیز در بحث این موضوع تأمل کند متوجه بیشتر خطاهای نویسندگان که به طور نامنظم در این موضوع هنجار کرده، واقف خواهند شد و خواهد یافت که در آن جا اسرار و کلیدهای زیادی وجود دارد که اهل بیت (ع) آن را در روایات خود جا داده‌اند، و از خطای بزرگ خواهد بود که ما روایات اهل بیت b را در نظریات تنگ و نامفهوم جا بدهیم و به آن‌ها با چشم هوس و مصالح و منافع معامله، نگاه کنیم.

و ان شاء الله در این بررسی جوانب زیادی از شخصیت یمانی موعود و ناگفته‌های زیادی از عصر ظهور مقدس و مراحل و تداعیات آن، را خواهیم فهمید، زیرا ایشان به سرنوشت تمام بشر دنیوی و اخروی متعلق است و سعادت و بدبختی در دو جهان متعلق به ایشان است.

و چیزی که از خواننده محترم می‌خواهم این است که هوای نفس و تعصب کورکورانه را ترک و خود را از مانع‌های معرفتی خلاص کند، شاید حقیقت به صورت روشن واضح گردد و بتواند مسیری را که، او را به راه مستقیم و نجات از فتنه‌های آخر الزمان و رستگاری به رضای رحمن و نصرت امام انس وجن (جانمان فدای خاک پایش) سوق خواهد داد. و بر شما پوشیده نیست که من در این بررسی متعرض عواقب زیادی خواهم شد، که گذشتن از آن‌ها ممکن نیست مگر بر حسب احتمالات خواهد بود تا این‌که از گویندگان بدون علم نباشیم، و به شکل تدریجی با خواننده همراه خواهم بود، تا پیش وی صورت مسئله بدون ابهام، واضح گردد.

و مطمئن هستم روایات و حقایق زیادی به علت کمی بار علمی و بضاعت کم از چشم من دور مانده باشد، من این بحث را با عجله و تنگی وقت نوشتم و امید دارم که برادران مؤمن آن را کامل کنند، و با ملاحظه خود بر این‌جانب منت و اکرام کنند و بحث‌هایی در این موضوع داشته باشند تا راه سالکین این راه را روشن نمایند و سهمی بین داستان قائم (ع) داشته باشند.

و بیشترین چیزی که در این بررسی نگاشتم آن است که توجه طالبان حقیقت و حق به امور خیلی مهم برانگیزم تا شاید بندهای تقلید و تعصب را پاره نمایند و به سوی بررسی حقایق با چشم تجربه و انصاف و مسئولیت شوند و چون که راه دشوار و حساب سخت است و منتقد دانا که چیزی در آسمان و زمین بر وی پوشیده نیست.

و اگر خواننده برای قانع شدن موضوع معینی نداشته باشد، و حداقل در پیش او محتمل خواهد بود، و انکار نکند و معتقد به خلاف آن نباشد، و خواسته یا ناخوسته خود را به سوی هلاکت نبرد، و از امیر المؤمنین(ع) روایت شده که می‌فرمایند:

(… فلا تقولو بما لا تعرفون. فان اکثر الحق فیما تنکرون..).(11) (… چیزی که از آن اطلاع ندارید، را نگویید. که بیشتر حق در چیزی است که انکار می کنید…).

(أیها الناس! لا تستوحشوا فی طریق الهدى لقلة أهله، فإن الناس اجتمعوا على مائدة قلیل شبعها، وکثیر جوعها).(12) (ای مردم در راه هدایتی که اهل آن کم هستند وحشت نکنید، که اگر مردم بر سفره‌ای کم که گرسنگان آن زیاد باشند، بنشینند سیر خواهند شد).

و از امام صادق (ع) آمده: (فاذا حدثناکم بحدیث فجا ء علی ما حدثناکم به، فقولو: صدق الله، واذا حدثناکم بحدیث فجاء علی خلاف ما حدثناکم به، فقولوا: صدق الله توجروا مرتین).(13) (هرگاه با شما در رابطه با موضوعی صحبت نمودیم و طبق آن‌چه که حدیث کردیم آمد، بگویید: خدا راست گفت، هرگاه با شما در رابطه با موضوعی صحبت نمودیم و برخلاف آن آمد بگویید خدا راست گفت، دو برابر پاداش خواهید گرفت).

(فإذا قلنا فی الرجل منا شیئا فکان فی ولده أو ولد ولده فلا تنکروا ذلک).(14) (و اگر در مورد مردی از ما چیزی گفتیم و در فرزندش و یا فرزند فرزندش بود آن را انکار نکنید).

(إن حدثناک بأمر أنه یجیئ من ها هنا فجاء من ها هنا فإن الله یصنع ما یشاء، وإن حد ثناک الیوم بحدیث وحدثناک غدا بخلافه فإن الله یمحو ما یشاء ویثبت).(15) (اگر شما را به امر حدیث کردیم که از این‌جا خواهد آمد و از طرفی دیگر آمد و خدا هر چه می‌خواهد می‌شود، و اگر امروز چیزی به شما گفتیم و فردا چیز دیگر بر خلاف آن گفتیم و خدا هر چه را بخواهد محو و چیز دیگر را ثابت می‌کند).

پس هرکسی که می‌خواهد از مکر و امتحان خدا نجات یابد بر حذر باشد که، خدای متعال می‌فرماید: ﴿أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آَمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ*وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ﴾.(16) (آیا مردم گمان می‌کنند که تنها با گفتن این‌که ما ایمان آورده‌ایم؛ مورد امتحان قرار نمی‌گیرند در حالی‌که ما پیشینیان را مورد امتحان قرار دادیم تا این‌که راستگویان را از دروغگویان مورد تمییز قرار دهیم).

زیرا که امام مهدی (ع) با یک امر شدید و جدید ظهور خواهد کرد و کسی به ایشان اقرار نمی‌کند مگر کسی که خدا قلبش را برای ایمان امتحان نموده است همان‌طور که از امام (ع) روایت شده است:

(اذا قام القائم (ع) جاء بامر غیر الذی کان).(17) (هرگاه قائم (ع) قیام کند با امری غیر از آن‌چه بوده خواهد آمد).

(إذا قام القائم (ع) دعا الناس إلى الإسلام جدیداً وهداهم إلى أمر قد دثر وفضلّ عنه الجمهور، وإنّما سمّی القائم مهدیّاً لأنّه یهدی إلى أمر ضلوا عنه، وسمّی القائم لقیامه بالحقّ).(18) (هرگاه قائم (ع) قیام کند مردم را به اسلام جدید دعوت می‌کند، وآن‌ها را به امری که ترک شده و مردم از آن جدا شدن هدایت می‌کند، و از آن جهت قائم مهدی نامیده شد، به خاطر این‌که ایشان به امری که از آن گمراه شدند هدایت می‌کند، و نام‌گذاریش به قائم به خاطر قیامش برای حق است).

مالک جهنی می‌گوید: به امام محمد باقر (ع) گفتم: (إنا نصف صاحب هذا الامر بالصفة التی لیس بها أحد من الناس، فقال: لا والله لا یکون ذلک أبداحتى یکون هو الذی یحتج علیکم بذلک، ویدعو کم إلیه).(19) (صاحب این امر را طوری برای من توصیف کنید که این صفت در هیچ کدام از مردم وجود نداشته باشد، فرمودند: نه به خدا امکان نخواهد داشت تا این‌که او با آن بر شما احتجاج کند و شما را به سوی آن دعوت می‌کند).

و بعد از این نیز به افراد جاه طلب و سخنرانان بی‌عملی که خود را در جایگاهی منتصب می‌کنند که کیفیت ظهور و قیام قائم از آل محمد در دست آن‌ها است، گویا آن‌ها از پیش خدای رحمن عهدی گرفتند، و یا این‌که خدا از امر فارغ گشته و آن را به آن‌ها محول نموده است خداوند متعال می‌فرماید: ﴿أَطَّلَعَ الْغَیْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا﴾.

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا.

***

لینک‌های دانلود :

نسخه عربی : الجزء الاول : pdf – الجزء الثانی : pdf – الجزء الثالث : pdf – کل الاجزاء : pdf 

نسخه فارسی : جلد اول : pdf – جلد دوم : pdf – جلد سوم : pdf


(۱). نهج البلاغه ج ۳ ص ۷۲- ۷۱.
(۲). کمال دین وتمام نعمه ص ۲۰۱/غیبت نعمانی ص ۳۳۷ ب ۲۲ ح ۴ / صحیح مسلم ج۱ ص ۹۰ باب ان الاسلام بدأ غریبا…/ سنن ابن ماجه ج ۲ ص۱۳۲۰.
(۳). جامع احادیث شیعه للبروجردی ج ۱۴: ص ۳۷-۳۶ ح۱۹۶۷.
(۴). کافی ج۸ ص ۳۰۸-۳۰۷ ح۴۷۹.
(۵). تهذیب احکام للطوسی ج ۶ ص ۱۸۱-۱۸۰ باب معرف ح۳۷۲.
(۶). معجم احادیث امام مهدی ج ۳ ص ۴۹۱ -۴۹۰.
(۷).مستدرک وسایل ج ۱۱: ص ۳۷۹ ح ۱۳۳۰۵/ بحار انوار ج ۷۱: ص ۱۶۶ / جامع احادیث شیعه ج ۱۳: ص ۳۷۹ح ۹۸۱.
(۸). الفتح: ۱۰.
(۹). الشوری: ۱۱.
(۱۰). الأنعام: ۱۰۳.
(۱۱). نهج البلاغه ج۱: ص۱۵۴.
(۱۲). غیبت نعمانی ص ۳۵.
(۱۳). غیبت نعمانی ص۳۰۵.
(۱۴). کافی ج۱: ص ۵۳۵.
(۱۵). بحار الانوار ج۴: ص۱۱۹.
(۱۶). العنکبوت: ۳-۲.
(۱۷). غیبت طوسی ص۴۷۳: ح۴۹۴.
(۱۸). ارشاد شیخ مفید ج: ۲ ص۳۸۳.
(۱۹). کتاب غیبت نعمانی ص ۳۳۷: باب ۲۲ ج ۳.

Publicité
Partager cet article
Repost0
Pour être informé des derniers articles, inscrivez vous :
Commenter cet article