
«مقاله : نقدی بر کتاب «رسول ابلیس
موضوع : روشنگری از دعوت یمانیه و نقد مخالفین آن، از طریق برسی قانون شناخت حجتهای الهی
گردآوری و تدوین : هادی انصاری
زبان کتاب : فارسی
فرمت : pdf
تعداد صفحات : ۱۱
توضیح مختصر :
اخیرا کتابی در نقد دعوت مهدوی سید احمدالحسن (ع) به دست نگارنده رسید که علی رغم ادعای «تحقیق» عالمانه، از همان انتخاب عنوان تا پایان، سرشار از تعابیر جانبدارانه ژورنالیستی و مغالطات آشکار بود. نویسندهی «رسول ابلیس» در بیان وجه تسمیهی این کتاب، به روایتی از امام صادق (ع) اشاره کرده است که کاملا از مقصود او بیگانه است، البته در ادامه در خواهیم یافت که از قضا نام مذکور بهترین گزینه برای چنین کتابی بوده است، از آن جهت که ماهیت و رسالت کتاب را به خوبی بازنمایی میکنند. این کتاب مشتمل بر یک مقدمه و سه فصل است که توسط انتشارات مسجد جمکران در ۳۰۴ صفحه راهی بازار نشر شده است. عناوین فصول این کتاب از این قرار است: «تحریفهای لفظی»، «تحریفهای معنوی» و «نگاهی به میزان علم احمد اسماعیل و پیروان او».
محمد مهدی سلمان پور در مقدمه کتابش، مصرانه به مخاطب یاد آوری میکند که مدعیان دروغین فراوانی در طول تاریخ اسلام ظهور کردهاند که از قضا مشابهتهای قابل توجهی نیز با یکدیگر داشتهاند. بنابر این، نباید به سخن هیچ یک از مدعیان مهدویت اعتنا کرد. سید احمدالحسن (ع) در کلامی پندآموز، به این اندیشهی خام چنین پاسخ دادهاند: «وجود باطل دلیل بر باطل بودن حقیقت نیست؛ پس وجود مسیلمه کذاب دلیل بر ابطال دعوات حضرت محمد (ص) نیست.» (جواب المنیر، ج۱، ص۳۶)
نویسندهی محترم در ادامه میکوشد چهرهای به غایت تحریف شده از سید احمدالحسن (ع) و دعوت مهدوی ایشان به مخاطب خویش ارائه نماید. از جمله، ایشان از سر ناچاری به اشکال ضعیف و نخ نمای «لزوم خروج سفیانی، خراسانی و یمانی در یک روز واحد» متمسک میشود که چرا یمانی به تنهایی خروج کرده است؟! بعد، برای آنکه بگوید تفاوت «ظهور» و «خروج» را میداند، با بیشرمی تمام، قیام مسلحانهی گروهک «جند السماء» را به سید احمدالحسن (ع) و انصار ایشان نسبت می دهد. (ص ۳۲)
ایشان همچنین با ذوق زدگی خاصی مینویسد. «نکته جالب توجه این است که احمد اسماعیل اصلا سید هم نیست به خانواده و اطرافیانش نیز تصریح به عدم سیادت او کردهاند» (ص ۳۳ – ۳۲) حتی یک نوجوان نابالغ هم میتواند درک کند که اگر سیادت احمدالحسن (ع) به واسطهی انتساب به امام زمان (ع) باشد، طبیعی است که تا قبل از دیدار ایشان با امام (ع) و اطلاع یافتن از این نسبت، میان قوم و عشیره معروف به سیادت نبوده باشد. البته خواننده فهیم و آگاه پس از خواندن سایر بخشهای کتاب از مواجهه با چنین استدلالهای سستی چندان تعجب هم نخواهد کرد. ما در این نوشتار کوتاه تصمیم نداریم که به نقلد یک به یک مطالب گفته شده در این کتاب بپردازیم چراکه قریب به اتفاق آنها پیشتر توسط مخالفان بارها تکرار شده و انصار امام مهدی (ع) نیز به همهی آنها پاسخ شایسته دادهاند.
بزرگترین ضعف این کتاب اتخاذ روشی نامناسب در مواجهه با یک جریان مهدوی است. راه درست بررسی و نقد یک مدعی مهدویت آن است که ادلهی او را منصفانه بشویم، آنگاه آنها را بر اساس معیارهای معتبر دینی ارزیابی نماییم: اما مولف «رسول ابلیس» پس از آنکه چهرهی دعوت را از طریق به راه انداختن سیلی از اتهامات و اکاذیب مشوه میکند، به ذکر ادله ادعائی «احمد اسماعیل» آنگونه که خود میخواهد میپردازد و نه آنچنان که حقیقتا توسط سید احمدالحسن (ع) ارائه شده است.
به فهرست ادلهی دعوت از قلم آقای سلمان پور توجه کنید:
1. بازی با روایات
۲. معجزه جاودان دجال
۳. خواب و رویا
۴. استخاره
این در حالی است که بارها و بارها توسط سید احمدالحسن (ع) و اصحاب ایشان اعلام شده است که بر اساس حکم عقل، ارشاد قرآن و تصریح روایات، حجتهای الهی – از جمله قائم اهل بیت (ع) – با سه نشانهی «نص تشخیصی»، «علم الهی» و «دعوت به حاکمیت خدا» شناخته میشوند که از آنها با عنوان «قانون شناخت حجتهای الهی» یاد میشود. در ادامه به تشریح مختصری از این قانون میپردازیم.
لینک دانلود : pdf